Profile picture of ‌محمد شعبانی جهرمی‌
Replying to andand
اگراطاعت ازقدرت جایگزین مسئولیت اخلاقی شود، آنچه باقی می‌ماند انضباط است،نه فضیلت. دولت می‌تواند رفتار را تنظیم کند، اما نمی‌تواند ایمان، وجدان یا اخلاق را با فرمان ایجاد کند. هر اندازه حوزه قدرت گسترش یابد، خطر جایگزین شدن اطاعت به جای مسئولیت نیز افزایش می‌یابد.این بخش عرایضم خیلی فوکویی شد!😂👇🏻
Profile picture of ‌محمد شعبانی جهرمی‌
النهایه جناب مقدم گرامی،این نظریه ولایت انتصابی فقیه با سه مانع بنیادین فقهی فلسفی اخلاقی روبه‌رو است که مشرفید بر آن یکی اینکه با اصل عدم ولایت در تعارض است و برای خروج از این اصل، دلیل قطعی و مورد اجماع ارائه نمی‌کند!دوم، نهاد استثنایی ولایت بر محجوران رابه انسان‌های بالغ، عاقل وآزاد تعمیم 👇🏻
Profile picture of ‌محمد شعبانی جهرمی‌
می‌دهد و بدین‌ترتیب مفهوم اهلیت و اختیار را تهی می‌سازد. سوم، میان ضرورت حکومت و ضرورت ولایت انتصابی، رابطه‌ای برقرار می‌کند که نه از نظر منطقی، نه از نظر فقهی و نه از نظر فلسفی اثبات‌پذیر نیست.👇🏻
Profile picture of ‌محمد شعبانی جهرمی‌
فلذا چون انسان راموجودی عاقل، مختار و دارای کرامت ذاتی میدانیم،اصل بر خودفرمانی اوست، نه قیمومت بر او هر نوع سلطه بر انسان آزاد باید استثنا باشد،نه قاعده و هر استثنایی نیز تنها با دلیل روشن، مضیق و قابل نظارت قابل توجیه است، نه با تفسیری موسع از متونی که دلالت آنهاخودمحل اختلاف جدی بین علمااست.🌹
Profile picture of ‌علی مقدم‌
خیلی متشکرم استاد بزرگوار بابت تبیین دقیق این مسئله که به خوبی نقدهای فقهی و حقوقی و فلسفی رو در مسئله‌ی ولایت انتصابی توضیح دادیدنقد بنده ناظر به اشکال دوم جنابعالی بود که لطف کردید به صورت جامع ابعاد دیگه‌ از اشکالات این باب رو روشن کردید🌹
Profile picture of ‌محمد طزری‌
سلام علیکم.با توجه به اینکه فرمودید مطالب فوق، تبیینی دقیق بود میشه لطفاً به این سوال‌ها جواب بدید؟۱. چه کسی گفته در این بحث‌ها، نوبت به اصل عدم ولایت می‌رسه؟۲. فرض کنیم اصل عدم ولایت، تنها اصل موجوده، چه کسی گفته ادله قطعی نداریم؟۳. مورد اجماع بودن دلیل مذکور، چرا شرعا لازمه؟
Profile picture of ‌علی مقدم‌
سلام علیکماین که اصل عدم ولایت کسی بر کسی هست چیزیه که معمولا تو این باب بیان می‌شه اگه به نظر اصل دیگه‌ای وجود داره بفرمایید تا استفاده کنیمایشون ادله‌ی لفظی ولایت فقیه مطلقه از حیث دلالت ناکافی دونستن و به تعبیر خودشون اون رو توسعه‌ی تفسیری دونستن نه چیزی که از دلالت لفظی بشه فهمید
Profile picture of ‌محمد طزری‌
۱. اصل در فروض مختلف متفاوته؛ مثلا در بعضی فروض برائت و در بعضی فروض باید احتیاط کرد و در بعضی فروض هم اصل مذکور جاریه.۲. جدا از مطلب قبلی، خیلی از فقها، اطلاق ادله اولیه را کافی می‌دانند و اصل مذکور در این مبنا جایی ندارد.۳. بالفرض اصل مذکور تنها اصل باشه، دلیل لفظی یا عقلی قطعی ضدش وجود داره.
Profile picture of ‌علی مقدم‌
۱. بحث ما کلی بود و ناظر به تک تک مصادیق نبود، ممکنه در بعضی مصادیق اصل اولیه نقض بشه ولی به صورت کلی اصل عدم ولایت هست۲. اون ادله‌ی اولیه‌ای که ولایت رو به غیرمعصوم می‌دن کدام ادله هستند؟
Profile picture of ‌محمد طزری‌
نه. بحث مصداقی نیست. بحث کلیه. فرض کنید بگویند اصل عملی برای مکلف هنگام شک چیست؟ خب نمی‌توان گفت همیشه برائت. باید گفت وقتی فلان حالت باشد، مجرای برائت است و اگر بهمان حالت باشد، مجرای احتیاط است. این که بحث مصداقی نیست. اینکه بگوییم اصل اولی فلان اصل است، نادرست است.
Profile picture of ‌محمد طزری‌
ادله که زیاده؛مثلا اطلاق ادله اولیه و تمسک به مقدمه واجبیا تمسک به بعضی روایات خاص مانند مقبوله (با بیان‌هایی خاص)یا تمسک به قدر متیقن
منظورم خود ادله‌ی اولیه بود چون قطعا امثال مقبوله جزو عمومات اولیه ولایت به حساب نمیاد
15:27 - 5 August 2026

35 Views


1 Reply

Profile picture of ‌محمد طزری‌
Replying to
ادله اولیه که عرض کردم، منظورم ادله جهاد و حفظ جان مسلمین و سایر ادله اولیه این چنینی بود. به اطلاق این‌ها که تمسک بشه، دیگه جایی برای اصل نمی‌مونه