خیلی متشکرم استاد بزرگوار بابت تبیین دقیق این مسئله که به خوبی نقدهای فقهی و حقوقی و فلسفی رو در مسئلهی ولایت انتصابی توضیح دادیدنقد بنده ناظر به اشکال دوم جنابعالی بود که لطف کردید به صورت جامع ابعاد دیگه از اشکالات این باب رو روشن کردید🌹
Replying to andandخیلی متشکرم استاد بزرگوار بابت تبیین دقیق این مسئله که به خوبی نقدهای فقهی و حقوقی و فلسفی رو در مسئلهی ولایت انتصابی توضیح دادیدنقد بنده ناظر به اشکال دوم جنابعالی بود که لطف کردید به صورت جامع ابعاد دیگه از اشکالات این باب رو روشن کردید🌹
Replying to and 3 othersسلام علیکم.با توجه به اینکه فرمودید مطالب فوق، تبیینی دقیق بود میشه لطفاً به این سوالها جواب بدید؟۱. چه کسی گفته در این بحثها، نوبت به اصل عدم ولایت میرسه؟۲. فرض کنیم اصل عدم ولایت، تنها اصل موجوده، چه کسی گفته ادله قطعی نداریم؟۳. مورد اجماع بودن دلیل مذکور، چرا شرعا لازمه؟
Replying to and 3 othersسلام علیکماین که اصل عدم ولایت کسی بر کسی هست چیزیه که معمولا تو این باب بیان میشه اگه به نظر اصل دیگهای وجود داره بفرمایید تا استفاده کنیمایشون ادلهی لفظی ولایت فقیه مطلقه از حیث دلالت ناکافی دونستن و به تعبیر خودشون اون رو توسعهی تفسیری دونستن نه چیزی که از دلالت لفظی بشه فهمید
Replying to and 3 others۱. اصل در فروض مختلف متفاوته؛ مثلا در بعضی فروض برائت و در بعضی فروض باید احتیاط کرد و در بعضی فروض هم اصل مذکور جاریه.۲. جدا از مطلب قبلی، خیلی از فقها، اطلاق ادله اولیه را کافی میدانند و اصل مذکور در این مبنا جایی ندارد.۳. بالفرض اصل مذکور تنها اصل باشه، دلیل لفظی یا عقلی قطعی ضدش وجود داره.
Replying to and 3 others۱. بحث ما کلی بود و ناظر به تک تک مصادیق نبود، ممکنه در بعضی مصادیق اصل اولیه نقض بشه ولی به صورت کلی اصل عدم ولایت هست۲. اون ادلهی اولیهای که ولایت رو به غیرمعصوم میدن کدام ادله هستند؟
Replying to and 3 othersنه. بحث مصداقی نیست. بحث کلیه. فرض کنید بگویند اصل عملی برای مکلف هنگام شک چیست؟ خب نمیتوان گفت همیشه برائت. باید گفت وقتی فلان حالت باشد، مجرای برائت است و اگر بهمان حالت باشد، مجرای احتیاط است. این که بحث مصداقی نیست. اینکه بگوییم اصل اولی فلان اصل است، نادرست است.
ادله که زیاده؛مثلا اطلاق ادله اولیه و تمسک به مقدمه واجبیا تمسک به بعضی روایات خاص مانند مقبوله (با بیانهایی خاص)یا تمسک به قدر متیقن
Replying to and 3 othersمنظورم خود ادلهی اولیه بود چون قطعا امثال مقبوله جزو عمومات اولیه ولایت به حساب نمیاد
Replying toادله اولیه که عرض کردم، منظورم ادله جهاد و حفظ جان مسلمین و سایر ادله اولیه این چنینی بود. به اطلاق اینها که تمسک بشه، دیگه جایی برای اصل نمیمونه
Replying toاون که قطعا همینطوره که در صورت دلیل جای اصل نیست ولی خب همون ادله هم باید دلالتش بر ولایت فقیه اثبات بشه، شاید بشه استدلال کرد که حتی بر ولایت غیر فقیه هم دلالتی نداره چون این موارد بدون ولایت هم حاصل میشه همونطور که در خیلی نظامهای سیاسی اینگونه مصالح بدون ولایت استیفا میشه.
Replying toباید میفرمودید بدون وجود فقیه، نه بدون وجود ولایت. در نظامهای سیاسی دیگر به هر حال شخص الف این کار را انجام میدهد و آن غرض را تامین میکند و عملش در همان نظام سیاسی مشروع است. اصل وجود آن شخص و انجام آن کار، واضحه. بحث اینه که آیا شارع به تصرفات فرد منتخب مردم -هر کس که باشد- راضی است یا خیر.
Replying toاثبات هم نشه، قدر متیقنش همینه. یعنی هم باید تخصص (چه مستقیم چه غیر مستقیم) وجود داشته باشه و هم فقاهت.