ما همیشه محضر تو عرض حاجت کردهایمهرکجا خوردیم بر بنبست یا ام البنین...دخیلک یا ام العباس 💔
A Wall of steel abroad,a wall of silence at home: بیرون, دیوار فولادین؛ درون, دیوار سکوتدر نهایت، همهچیز به یک دیوار ختم میشود؛دیوار فولادین.دیوار برای آنکه عبور را بگیرد، ساخته میشود؛اما تاریخ نشان داده، هیچ دیواری ابدی نیست.یکی از Wall of Steel میگوید؛…Show moreAnother Brick In The Wall, PtPink Floyd [BEHMELODY.IN]
مفت هم بوسه ام نمی ارزدوای از این عشق های دوزاریهی فرار از تو سوی خود رفتنآخ از این مردهای اجباریزندگی از دروغ تا سوگند خسته از زیر و روی رو در روزیر صورت هزار ها صورت خسته از چهره های تو در توبی گناه از شکنجه ها زخمی…Show more
روزی میرسد که نسبت به همهچیز بیتفاوت میشوی. نه از بدگویی های دیگران میرنجی، و نه دلخوش به حرفهای اطرافت.به آن روز میگویند: "پختگی"- گابریل گارسیا مارکز
خیال می کنم تو رابگو تو را چه می شودمن ماندم و تنهایی امتو را بهانه می شودجامانده #a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
گفتند که عاشقی رسمش این استتوخنده کنی اگرچه زهر آگین است. غافل نشوم دگر، نگه کنم روی تو راای باور من چرا دلت چرکین استجامانده #a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته
@DrRam3hیاران همه رفتند و باز میکده خالی شدغم تو آمد و ساکن همین حوالی شدخیال کردیم که زندگی چهچهه چلچله هاستخیال خام بود و خوش خیالی شد
خواب دارم،تاب دارم،من دلی بیمار دارمصبر داری،فرق داری،تو دلی بی درد داری؟ این درست است که من تشنه ز دریای توامو ندانم قدر وصال،تو که دانی ارج داری؟ذوق داری از چه رویی،این که من افسرده اممرد را هجران کند در هم، مِهر چه آن را داری؟
متروس اهموم و ما ابچي محتاج ادموع و اویاك احچي ویاكـــ... اهواکـــــ... پر از زخمم اما گریه نمی کنم...2 MB
محفل اربعین قرآنی ترین رهبر جهان اسلامدوشنبه ۲۶ مرداد ساعت ۱۹عرصه میدان شهداء#باید_برخاست #محفل
ما را چه کار به نگاه بدگمان غیر گه صبر است نیاز و گه خانقاه ماچون میکنند ادعای همرهی ولی گاهی از روبرو و گاهی در کنار ما آنان که ز کینه اضطرار میکنند کآخر کسی نبیند روی مهربان مامی آیند و میجویند سر"جامانده"را …Show more
چون ندانم کیستی از دل سلامَت میکنم خرمن باغ بهاری را در دم به نامت میکنم شایدم می دانم اما دل را چو کتمان میکنم ناامیدم اما ببین خود را چه حیران میکنم گر برایم نامه ای داری جانا، بسیارت درود یکدم با ما ساز کن، خود را چه رسوا میکنم شعر ادامه ش پایین صفحه ست
گفتی جان بفدایم می کنی،بر این دلم آزرده است رسمش این نیست که فدایم شوی و من نشوم ای جانم به قربانت،فدای موج های جعد گیسویت مهرت افتاده بر جان و دلم،من جدا از تو به قرآن نشوم چشم بستم و امید من ست یک سبد از لعل لبت نروی عاقبت ای جان،قول میدهم که حیران نشوم جامانده #a_poem_a_day #شعر_و_دلنوشته