ندیدمت ز نزدیک و تو در دل و جانم هستیبارز ترین مصداق سرو روان م هستیهر چیز که در عالم هستی دهد معنی عشقآن چیز همه هستی و بیش از آنم هستی #تشییع

iriPinned post
@DrRam4hیاران همه رفتند و باز میکده خالی شدغم تو آمد و ساکن همین حوالی شدخیال کردیم که زندگی چهچهه چلچله هاستخیال خام بود و خوش خیالی شد
@DrRam14hپر از حدیث رفتنی پر از تب شکفتنیتو بهترین حادثه توچار راه دل منی وقتی که میخواستی بر ی دلمو بردی با خودت پر از ترانه کردی تو چمدون دل منو حالا حرفی نداری تو گفتنی تو که بهترین مصرع شعر منی
@DrRam20hتا چشم را وا میکنم غرق تمنا می شود هر جا گلی می شکفد عاشق و شیدا می شودمینگرم من سوی گل منظور تو هستی و بساشکم ز دیده می رود باز دل رسوا می شود
@DrRam21hبیا که کار دل از دست رفت و باز شب رسید. بیا که هنگامه جوانی و شور و شغب رسید. از دامن تو نمی دهند مرا مژدهٔ وصل،جانابیا که بی تو مرا جان به لب رسید.
@DrRam21hدر محفل رندان مرو ای واعظ مست، که تو را دست و سر و پا خواهند شکست. بیا به میکده که ساقی آنجاست.تا دامن لیلی بدهندت به دست
@DrRam22hگفتم که شراب از می ارغوان میخواهم. گفتا که بیا، من از تو جان میخواهم.گفتم بدهم جان که ارزان باشد.گفتا که نگیرمت ، که من گران میخواهم.
@DrRam22hدرگیر بودم بین چشم تو و ابرویت. ناگهان افتاد چشمم بر زلف و گیسویت. چشم و ابرو و گیسو و زلف به کنار، مست کرد مرا عطر گردن گلبویت.
@DrRam22hتا زلف بتان به دست داستان افتاده است. از مأذنه دو چشم ساقی، اذان افتاده است. پر کن زمی ناب ، شراب ارغوانی را؛ کاین جام به دست عاشقان افتاده است
@DrRam22hبیا از چشمه خورشید شراب بنوشیم، عرق ماه بگیریم، و می ناب بنوشیم. بیا اگرچه شیخ گفت حرام است شراب، بیا به دل شب بزنیم و ثواب بنوشیم.
@DrRam22hای چرخ فلک! ز دیده خون میبارد دل. در مقدم او عطر جنون میبارد دل.در سینه اگر غمش نکارم چه کنم؟ هر دم ز غمش درخت خون میکارد دل
@DrRam22hعشق است و جوانی و سر سودایتمی افتم ای عشق به دست و پایتخواب دیدم که سقف جهان سبز شدهرنگی شده دنیای من از رویایت
@DrRam22hای عشق آمدی و مرا نمک گیر کردیرفتی و مرا ز دوری خود پیر کردی ای عشق بیا دوباره برسر قراراز دیدن تو جوان شود پیر اگر برگردی
@DrRam2dتک تک کبوتران در حرمت گریه میکنندآهوان دشت خاک پای ترا سرمه میکنندتو ضامن آهویی و از یمن دعای توفرشتگان حریمت زایران را بخشیده میکنند
@DrRam2dمژده ای یاران صفر دارد به پایان می رسد هان بهار اولی* به کام یاران می رسدرو بساط عیش را آماده کن با صلواتوقت شادی ولادت رسول ایمان میرسد *ربیع الاول
@DrRam4dای در عزای تو سیاه پوش خورشید و ماهشب از بهر تو پوشیده پیراهن سیاههر کس به سر و سینه نزد در عزای تو عمرش تباه شد و پرونده اش سیاه
@DrRam4dاز تو چه پنهان دلم با تو شده چون کهکشان نیست در عالم کسی از رخ خوبت در امانچشم تو آشوب کرد و حال مرا بس خوب کردنیست در ین سرزمین دل جز از رخ خوبت نشان
@DrRam4dآمده ای که بشکنی تو صف انتظار ها آمدنت مژده به دل بهارها بهارهاپیش نگاه تو جهان پر شود از عدل و سرورسه صد و سینزده سوارها سوارها
@DrRam4dای سر تر از عشق نگفتی کفنت کو کفن به چه کار است بگو تو که تنت کوقرآن تو بخوانی به سر نیزه شگفتاقرآن زلب پاره بخوانی دهنت کو