خیلی باید بیخیر بوده باشم که تابه حال ازتو چیزی ننوشته باشم؛حالا اربعین رابهانه کردهام به یاد اربعین آخری که درمسیرِ مشایه زائر شدی، در موکبی ساده،خادم شدی و قوری به دست،استکاناستکان چای میریختی برای زوّار و به چشم میخندیدی!هماناربعین که از شورِ عراقیها، دَمِ لارجانیلارجانی بَـطَل(قهرمان)
