عشق،اگرعشق باشد،چشمش جز معشوق را نمیشناسد.دلِ عاشق،جایی برای تماشای دیگری ندارد.آنکه هررهگذری را به نگاهی مینوازدو نامش راعشق میگذارد،تنهاواژهها رافریب داده،نه دل را.معشوق تا جایی صبر وتا جایی سکوت رابه حرمت دوست داشتن تحمل میکند،اماهیچ قلبی برای همیشه در ایستگاه انتظار نمیماند.روزی میرود
بیهیاهو، بیگلایه...و آن روز،تازه میفهمی که هیچ نگاهی،جای خالی کسی را که تمامِ نگاهش فقط تو بود،پر نمیکند.آنوقت پشیمانی میآید،اماافسوس،پشیمانی همیشه دیرتر از رفتن میرسد.کلیپ از دکتر نازلی شعر باف
15:36 - 25 July 2026