شب های روشن مرداد و کاغذ روزشمار کنکوری که وال شد .
@Aramam1dمشخص نیستم ، مثل یه ویروس . معلق ، بی چیز ، مرز بین حیات و ممات .هفته گذشته که دستم رسید به گره های ضریح به لحظه ای چسبیدمش و اشک هام از کاسه ی چشم قل قل . این اتفاق دیروزم تو مطب دکتر درمانگاهم افتادوقتی ازم پرسید مشکل چیه در جواب اشکام بازم جوشیدن و بهش گفتم حس میکنم روی قلبم مواد مذاب ریختن .
@Aramam3dاز بچگی عادت داشتم یهو به یه چیزی گیر می دادم مثلا اگه میخواستم برم بیرون و فلان لباسمو بپوشم که پیدا نمیشد زار می زدم با حرص کمدارو میکوبوندم به همآخرشم اگه پیدا میشد می رفتم ، وگرنه می موندم خونه.امروز وسط درس تصمیم گرفتم یهو قلم داخل خودکارو چون خوب نمیشه باهاش نوشت با یه قلم دیگه عوض کنم .
@Aramam15 July 2026بی نهایت تلخ و ناعادلانهست که بزرگترین پارامتر تعیین کننده ی سرنوشت یه انسانی که در حساس ترین و طلایی ترین سالهای زندگیش به سر میبره صرفا نمرات نهایی و درصد کنکورشه . سلامت روان و عزت نفس و مهارتا و آینده ی روحی اون آدم برای رتبه ی کنکورش فدا میشه و حال دانش آموز در این معادله هیچ جایی نداره .