دیگر چه کسی روحانی میشود؟ قبل از انقلاب ۲ گروه از مردم در حوزه تحصیل و ملبس به لباس روحانیت می شدند. اول افرادی که خاندان روحانی بودند.یعنی پدر جد آنان روحانی بود و خودشان هم روحانی میشدند. مثل خاندان امام خمینی و یا خاندان علامه طباطبایی و دیگران.بیشتر سادات به این شکل در کسوت علما بودند.
گروه دوم که قبل از انقلاب روحانی میشدند افرادی بودند که به دلیل ارتباط با علما درد واقعی دین داشتند.خانواده متدینی داشتند به دلیل معنویت موجود در خانواده به سمت حوزه های علمیه میرفتند. مثل شهید باهنر و ... در آن زمان روحانیت علی رغم جایگاه اجتماعی و مرجعیت دینی اکثریت جزو فقرای جامعه محسوب می شدند
دستی بر قدرت هم نداشتند.بعد از ورود مدرنیته و اعمال رضا شاه و محمدرضا شاه در دشمنی با دین و روحانیت جایگاه آنان تنزل هم یافته بودتا جایی که عوام به تمسخر روحانیت هم می پرداختند. انقلاب اسلامی به رهبری امام جایگاه اجتماعی ، سیاسی، فرهنگی و حتی تا حدودی اقتصادی روحانیت را ارتقا داد.با
شکل گیری حکومت اسلامی علاوه بر آن دو طیف قبلی طیفهای دیگری متمایل به کسوت روحانیت شدند.با وقوع انقلاب افرادی تحت تاثیر جو پر شور انقلابی وارد حوزه ها شدند. این افراد با فروکش کردن شور انقلابی یا از کسوت و لباس روحانیت خارج شدند یا ماندند و در ادارات استخدام شدند.خیلی از این افراد انگیزه دو گروه
اول را نداشتند. حتی با گفتمان روحانیت به شکل عمیق آشنا نبودند.لذا کمتر کسی از این افراد توانستند در حوزه ها به مقامات علمی برسند. گروه دوم کسانی بودند که با شکل گیری قدرت روحانیت به طمع مقام و ثروت وارد کسوت روحانیت شدند.این جماعت در هر دوره ای بوده اند. در زمان پهلوی روشنفکر کراواتی بودند در زمان
انقلاب نزدیکی به قدرت را در لباس روحانیت دیدند.خسارت اینان به دلیل حضور بی تقوا در قدرت برای نظام اسلامی خیلی زیاد بوده است. به دلیل توانایی همرنگ شدن و پوستین پوشیدن آنان تشخیص آنان آسان هم نبوده است.گروه سوم کسانی بودند و هستند که به قصد نفوذ توسط سازمانهای جاسوسی وارد حوزه شده و گاهی به قول امام
تا چهل سال چراغ خاموش حرکت می کنند تا روزی مقرر از آنان استفاده شود.بعد از انقلاب این جماعت به تعدادی در پوشش لباس روحانیت در آمده اند.ماموریت این افراد تغییر گفتمان انقلاب، ضدیت با ولایت فقیه، فرقه سازی و یا نفوذ در ارکان قدرت و تاکید بر ناکارآمدی نظام اسلامی و نا امید سازی مردم است.شناخت این افراد
به سادگی نیست مگر زمانی که توسط نهادهای امنیتی و قضایی برخورد شده باشند.لذابرای شناخت آنان بایدملاک ومیزان آرمانهای انقلاب و سنت سیاسی و سبک زندگی امامین انقلاب اسلامی باشد.اصولا این افراد خلاف ریل انقلاب واندیشه رهبران نظام حرکت میکنند و یا علیرغم ادعای انقلابیگری و تعهد در یک نقطه عطف با موضع گیری
خود را لو میدهند.در کنار این جریانهای موجود در نهاد روحانیت دو گروه دیگری از روحانیت نیز وجود دارند. یک گروه روحانیتی سنتگراست که تمام هم و غم خود را بر حفظ و توسعه مناسکی گذاشته اند که
نتیجه آن وهن دین و دینداران است و علیرغم تاکید بر جدایی دین از سیاست، سیاسانه با نظام اسلامی مخالفت میکنند و منتقد انقلابند و مورد توجه و حمایت مالی و معنوی برخی قدرتهای استعماری هم هستند. پول و شبکه های ماهواره ای و مجامع دینی مثل حوزه ها و بخصوص هیئات مذهبی وسیله و جای نفوذ فکری آنان است.
گروه بعدی که بسیار خطرناک و تصمیم ساز و فرمانده فتنه سازی در کشور بوده و هستند روحانیت لیبرالی است که در تقابل دین و مدرنیته جانب دین را رها و جانب مدرنیته را میگیرند. این جریان قدمتی از مشروطه تا کنون دارد. از شیخ ابراهیم زنجانی و سید حسن تقی زاده و شریعت سنگلجی،احمد کسروی ،اسدالله ممقانی و خاندان
امامی درباری تا سید محمدخاتمی ،حسن روحانی، هاشمی رفسنجانی و افرادی مثل مجتهد شبستری و یوسفی اشکوری، مهدی نصیری ، محسن کدیور و حسن آقامیری تداوم داشته و دارد. این طیف از روحانیت که بعد از انقلاب در قدرت تا ریاست جمهوری هم حضور داشته اند به دلیل اعتقاد به تقدم مدرنیته و نوگرایی لیبرالی در مقابل
ارزشهای اسلامی با انقلاب اسلامی زاویه پیدا کرده اند.این گروه برای توجیه تفکر خود بر تساهل و تسامح ،تکثرگرایی و ارزشهای دموکراتیک تاکید می کنند. و هر جایی که ارزشهای اسلامی در تقابل با ارزشهای مدرنیته قرار می گیرند تقدم و اولویت را به ارزشهای مدرنیته می دهند. افراد مزدور نفوذی در لباس طیف های
مختلفی از روحانیت ازسنتی تا لیبرال از انقلابی تا قدرت طلب و ثروت اندوز فعال هستند. با این جریان شناسی مختصر و کلی از روحانیت و حوزه های علمیه باید دقت کرد که شناخت خط روحانیت اصیل و انقلابی و درد دین دار خیلی آسان هم نیست.در شناخت و پیروی از روحانیت اصیل، با تقوا و انقلابی باید معیار و میزان داشته
باشیم.اول باید انقلاب اسلامی را بشناسیم و اهداف و آرمانهای آن را بدانیم و دوم باید اندیشه و عملکرد امامین انقلاب را محور حرکت و میزان خود قرار دهیم و اندیشه و رفتار روحانیت را به طور مداوم رصد کنیم و با میزان بسنجیم.
21:22 - 23 November 2024