گفتی: چرا عینک زدی؟ من عرض کردم:خود را یکی از عاشقانت فرض کردممیخواستم هر شب تو را بهتر ببینمرفتم دو تا چشمِ اضافی قرض کردم!#حسینعلی_زارعی@pesini
@hazv011512hگفتی: چرا عینک زدی؟ من عرض کردم:خود را یکی از عاشقانت فرض کردممیخواستم هر شب تو را بهتر ببینمرفتم دو تا چشمِ اضافی قرض کردم!#حسینعلی_زارعی@pesini
یک داستانک دربارهٔ تأثیر فقر و نداری بر اخلاقِ انسان، به زبان و گویشِ وِلاتی وَرزُنهای. واجینده یَگ اَخی بُ اون قِدیماگُ یَگ اَخلاقی تُند اُ بیخُدیش دافِقیر بُ، دَس اُ بالُش مالی تَنگ بُدِلُش جی اَز نَداری جُفتی سَنگ بُ
با چشمکِ خود حالِ مرا میسازیبا خندهٔ خود ببین چهها میسازی وقتی که نگاهِ ویژهات میتابداز ذرّهٔ خاک هم طلا میسازی!#حسینعلی_زارعی@pesini
گمگشتهٔ عشق یک نشان میخواهدلبتشنهٔ نور یک اذان میخواهدآغوشِ وفا باز کن ای مِهرِ امیدآهویِ رمیدهات امان میخواهد.#حسینعلی_زارعی@pesini
@hazv01158 August 2026تمامِ بستگان از او بریدندرفیقان از کنارِ او پریدندفقط از عقل، دندانی به سر داشتکه آن را هم پریشبها کشیدند!#حسینعلی_زارعی@pesini
@hazv01157 August 2026شدم غرقِ نگاهت با نگاهیبه جز دستت ندارم دستگاهیلبت را مثلِ ماهی گِرد کردیوَ من عاشق شدم بر بوسهماهی! #حسینعلی_زارعی @pesini
@hazv01157 August 2026با رسمِ ادب پیشِ تو برخاست دلمخود را به لباسِ عشق آراست دلمدیشب که پیام دادی و برگشتمیک ماچِ خصوصی از تو میخواست دلم.#حسینعلی_زارعی@pesini