یک حمایتمون نشه🤌🏻🤌🏻🙃
iriPinned post
@aram_t23 July 2026من که هم خطم مشخصه و هم اکانت و اسمم،فعلا شما نه اسمت مشخصه و نه اکانتت،ولی همین رو بدون که تویی که ادعای انقلابی و هیئتی میکنی با یک دختر اینطوری صحبت میکنی،بعد میگند چرا میگید فلان و بهمان،آقا برید خودتون رو درست کنید که با یک دختر باید چجوری صحبت کنید،اگه یکی به خانوادتون همین حرف رو میزد چی؟Replying toاینقدر ***********ای که با پیج فیک میای ککه خوری میکنی و وجود نداری مایک باز کنی بی پدر😏😏جوری نسلتو میارم جلو چشات که دیگه نخوای با پیج فقط بیای زر زر کنیبعدشم تود نمیبینم بخوای کاری کنی حر$ومی😉😏
@aram_t22 July 2026@Arman_nr برو خدا روزیت رو جای دیگه بده پسر جون،تو در حد من نیستی که بخواهم محلت بدم،تو اتاق تو روت خندیدم فکر کردی جای خبری است
@aram_t22 July 2026@Arman_nr اومدی پیشنهاد رابطه میدی بعدم میری میگی ما هم آره،پسر خوب امثال شوما رو من پشمم حساب نمیکنم چه برسه بخواهم جوابتون رو بدم
@aram_t19 July 2026من دلم تنگهههههه......😭😭😭😭بعدش رو تو بخون باهام💔💔#آهنگ#نقلقولبازی🤌
@aram_t26 February 2026خداوکیلی اگه ترس و نفع رو فاکتور بگیرید از علل حمایتتون از جمهوری اسلامی،میخواهم ببینم چند درصدتون باز حامی حکومتید🥸
@aram_t26 February 2026عامل وضعیت موجود خودتون هستید،من نه با دین مشکل دارم و نه با حکومت ولی از دایرکتهای اینجا گرفته که به اسم امر به معروف چه توهین هایی کردید و چه اینکه هیچ موقع نگذاشتید ماها درد دلمون رو بگیم وفقط سرکوبمون کردید،اینم نتیجه اش،حالا خوب شد#زن_زندگی_آزادی
@aram_t12 March 2025از همتون دلخورم😢😢شما خانواده من هستید اونوقت یک حمایت یا یک لایک نمیکنید رمان رو که دیگران هم ببینند😞شاید بخاطر اینکه دخترم و یا در تخصص خودم کار میکنم کسی حمایت نمیکنه...😭😭😭
@aram_t9 March 2025خاله اش نگاهی بهم کرد و یک لحظه خیره شد،با خودم گفتم الان است که از خجالتم در بیاد،دیدم یک دفعه گفت تو دختر علی سوپری نیستی که سر بازاچه سوپر مارکت داره،یک لحظه قلبم اومد تو دهنم و یک آن تمام دنیا شروع کرد روی سرم خراب شدن،با خودم گفتم اگه به پدرم بگه منو زنده نمیگذاره،زبانم قفل شده بود و یکباره...با خودم گفتم حالا که مال من نیست پس بگذار خوردش کنم و آبروش رو ببرم،رفتم جلو و گفتم خجالت نمیکشی به دختر مردم قول میدی و بعد زن داری،دیدم سرش رو هم بالا نگرفت ولی خنده ریزی کرد و گفت ایشون خاله من هستند،یک لحظه خشکم زد،باخودم گفتم همون شانسی هم که داشتم تموم شد،خاله اش نگاهی بهم کرد و.....ادامه...
@aram_t7 March 2025با خودم گفتم حالا که مال من نیست پس بگذار خوردش کنم و آبروش رو ببرم،رفتم جلو و گفتم خجالت نمیکشی به دختر مردم قول میدی و بعد زن داری،دیدم سرش رو هم بالا نگرفت ولی خنده ریزی کرد و گفت ایشون خاله من هستند،یک لحظه خشکم زد،باخودم گفتم همون شانسی هم که داشتم تموم شد،خاله اش نگاهی بهم کرد و.....ادامه...اما با خودم گفتم نهایتا به من میگوید نه ولی دیگر قرار نیست تا اخر عمر در این فکر باشم که چرا وقتی میتوانستم حرف دلم را نزدم،شجاعتی در دلم حاکم شد،شروع به جلو رفتن کردم و نزدیکش بودم که یک دفعه دیدم دختری کنار او ایستاد، از قیافه اش معلوم بود که اعضای خانواده اش نیست،فهمیدم که همسرش هست پس😈ادامه..
@aram_t6 March 2025اما با خودم گفتم نهایتا به من میگوید نه ولی دیگر قرار نیست تا اخر عمر در این فکر باشم که چرا وقتی میتوانستم حرف دلم را نزدم،شجاعتی در دلم حاکم شد،شروع به جلو رفتن کردم و نزدیکش بودم که یک دفعه دیدم دختری کنار او ایستاد، از قیافه اش معلوم بود که اعضای خانواده اش نیست،فهمیدم که همسرش هست پس😈ادامه..با خودم در این فکر بودم زمانه عوض شده و دختران باید دنبال پسرا بروند😅ولی نمیتوانستم اجازه بدم که از دستش بدهم،جنونی درم ایجاد شد حالی بین دوگانگی،حالی که چگونه به اون بگم که دوستش دارم،در یک خانواده سنتی و یک دختر متضاد که عاشق یک طلبه شده بود،با خودم یقین داشتم که قبول نمیکند اما....ادمه دار د
@aram_t5 March 2025با خودم در این فکر بودم زمانه عوض شده و دختران باید دنبال پسرا بروند😅ولی نمیتوانستم اجازه بدم که از دستش بدهم،جنونی درم ایجاد شد حالی بین دوگانگی،حالی که چگونه به اون بگم که دوستش دارم،در یک خانواده سنتی و یک دختر متضاد که عاشق یک طلبه شده بود،با خودم یقین داشتم که قبول نمیکند اما....ادمه دار دایستاده بودم در خیابانناگهان چشمان خود را بستمبه صدای ماشین ها و مردمی که هر کدام مشکلی داشتند گوش میدادماز پرنده های حیران از سرمای هوا و آلودگی که داشت اذیتشان میکردناگهان بی اراده قلبم به تپش افتادچشمان خود را که باز کردم،در روبه روی من شخصی بود که در یک نگاه قلب من را لرزاند.ادامه دارد
@aram_t4 March 2025واقعا زمونه عجیبی شده دختره نصف منه زیدش تو دیت آیفون 16 براش خریده،انوقت من چند روزه پول ندارم برم آرایشگاه😂😂👀
@aram_t27 January 2025ایستاده بودم در خیابانناگهان چشمان خود را بستمبه صدای ماشین ها و مردمی که هر کدام مشکلی داشتند گوش میدادماز پرنده های حیران از سرمای هوا و آلودگی که داشت اذیتشان میکردناگهان بی اراده قلبم به تپش افتادچشمان خود را که باز کردم،در روبه روی من شخصی بود که در یک نگاه قلب من را لرزاند.ادامه دارد