نگاهی بر انیمیشن کوتاه «سرباز»رفتگان و ماندگان سرباز انیمیشن کوتاهی ساختهی مکتب حاجقاسم یک پویانماییِ جدّی در خلقِ قهرمانِ ملّی و اخلاقی است. با توجّه به اینکه گرایشِ سینمایی من انیمیشن بوده به جرأت میتوانم نگاهِ عُمقیِ کارگردان بر ایجاد درامی فانتزی – حماسی و تخیلی را ستایش کنم چرا که بعد از تماشای چند سکانس از این پویانمایی شکلی از وطن برای تماشاگرِ ایرانی پدیدار خواهد شد که بدونِ تکیه بر تالیفاسدهای تخیلی و اخلاقیِ پیکسار و دیزنزی از کاراکترها و شخصیتهای پارسی میتواند تعلیق دریافت کند. این وطن از رستم تا میرزا کوچکخان هم ادامه دارد و تیرِ آرش کمانگیر گوش به فرمانِ قاسم سلیمانیها است. منطقِ مبارزهجویی با نیروی شرّ در ادبیاتِ دراماتیک وقتی به تعلیقی همسوی یک ایدئولوژی تبدیل میشود که نیروی خیر در آن شکلِ معاصر به خود گرفته باشد. ما در حالِ تماشای تمامیّتِ تفکرِ ایرانی هستیم که با سوار شدن بر موجِ تکنولوژیِ روز و رسانهای جهانشمول از جنس «ارباب حلقهها» پیتر جکسون و تالکین، تولید شده. این رسانه گُفتمان با بینندهی امروزِ جامعهی ایرانی را خوب بلد است. دختری که حاجقاسم او را از نیشِ دندانهای تیزِ دشمن نجات میدهد و با یک پزشک به سمتِ شهر میفرستد، ایران نام دارد. این دختر نمادِ شرف و آبروی یک مرد است. فیلم خیرِ تولید کردهاش را از جنس ایران و ایرانیان ساخته؛ کسانی که نمیجنگند تا دوباره پادشاهی به تخت بنشیند بلکه میجنگند تا دختران این سرزمین هرچه آزادتر و در امنیتِ بیشتر باشند.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#نقد_پویانمایی#سرباز#مکتب_حاج_فاسم#باید_برخاست#ایران#تنگه_هرمز#شیطان#جهنم#سیاهی#دشمن#مرگ_بر_آمریکا#مرگ_بر_اسرائیل🎩@alirafieivardanjani
12 MB
سمفونی ایثاراین سوءتیتر را از شاهکار موسیقاییِ انتظامی وام گرفتم. شخصیتی که فکر میکنم جای خالیاش در این پویانمایی به شدت احساس میشود. «سرباز» ریتم و تمپویِ جذّابی در تدارکاتِ تصویری ایجاد کرده و من احساس میکنم این جذابیت یک موسیقیِ اُرگانیک کم دارد. به نگاه و حضورِ میدانیِ شخصیتها در این اثر دقّت کنید. تنها جایی که رستم با آدابِ موسیقایی در صحنه قرار میگیرد، هنگامی است که او میخواهد بمبهایی را بر بالای کوه اندازد و با چرخ زدنِ او موسیقیای میشنویم که علاوهبر یادآوریِ «قیصر» کیمیایی، ارتباطِ نَسَبیای با شجاعتِ او در میدانِ جنگ دارد؛ در مابقیِ سکانسها، مخصوصاً پلانهای حاجقاسم، موسیقی بر این پویانمایی ننشسته. در بسیاری از آراءِ فلاسفه، مخصوصاً کانت، به این مهم اشاره شده است که نیروی شرّ در درون انسانها هنگامی کنترل خواهد شد که اخلاقیات بر آن غلبه کند. کانت چند پله جلوتر با دین و نوعِ یهودیت از این بابت مخالف است که اخلاقِ وارد شده از سوی آنان را برای مقابله با شرِّ درونیِ انسان کافی نمیداند. البته این فقط یک نظر است و قطعاً هم ایراداتِ جدّیای بر آن وارد خواهد بود؛ بطورِ کُلّی به این مهم میخواهم اشاره کنم که شرِّ اسرائیلی ناشی از کج فهمیها و خرافات در یهودیت است چرا که باور دارم هیچ دینی نخواهد بود که برتریِ نژادی را مطرح کند و با خرافاتِ انسانی از کشتار و نسلکُشی لذّت ببرد. ✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani
رفتندر اُپِنینگِ «سرباز» نریشنِ زنی سالخورده را میشنویم که با میان نوشتهای همراه است و در اختتامیهی فیلم نریشنِ همان زنِ سالخورده به این نکتهی مهم اشاره میکند که آنها رفتند تا ما بمانیم. این رفتگاناند که ما توانستهایم بمانیم. حتّی اگر به اندازهای بیرحم ماندهایم که به شکلِ هرچه ناهنجارتر در جامعه ظاهر شویم این را نباید فراموش کنیم که در میانِ ما کسانی همیشه برای رفتن آمادهاند. این صدای زنِ سالخورده از همان جنسِ دختر بچهای است که حاجقاسم او را به عقب فرستاد. صدایی که از نالهی سربازی نِیزن بیرون آمده. ارزشِ «سرباز» فقط به ملّی بودنِ آن ختم نخواهد شد بلکه به اخلاقی بودنِ آن تکیه دارد. این پویانمایی که تماشای آن به هر ایرانی توصیه میشود فرصتِ تفکری برابر را به داخلی و خارجی میدهد و قضاوت را بدون هیچ پیشداوریای بر عهدهی مخاطب خواهد گذاشت. نیروی شرّ در حالِ حاضر با تکیه بر تزویر و ریاکاری در حالِ مبارزه با خیر است و منِ مخاطب را به این اشتباه خواهد انداخت که شر کدام و است و خیر کدام؟✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani