نقد فیلم «فقط مال من باش»تقدیم به رُم با عشقفقط مال من باش به کارگردانیِ مشترک چاک و دن کینان فیلمِ دوستداشتنیِ بدردنخوری است که مفهومِ آلِنی به درام گرفته و با بناهای تاریخی نسبتی برقرار نمیکند. این فکت یک گزارهی انگیزشی برای اُمید بخشیدن به افرادِ شکست خورده در روابط است. مردی که روز عروسیاش، نامزدش او را رها میکند و بعد بنا به شرایطِ اقتصادی تصمیم میگیرد از بسته و هتلِ رزو کرده برای ماه عسلاش به تنهایی استفاده کند یک مردِ غیرِ طبیعی است. در ادامه چگونگیِ وابسته شدنِ این مرد به یک کافهچی در ایتالیا را خواهیم دید که این سؤال را برای منِ مخاطب بوجود خواهد آورد که ما مگر چگونگیِ وابستگی آن مرد به نامزدش را دیده بودیم که در روز عروسی رهایاش کرد و حالا چرا باید ارتباط بعدیاش را ببینیم. با یک ویدئو کلیپ در ابتدا نمیشود یک روندِ عاشقانه را توصیف کرد همانطور که در ادامه استدلالهای این مرد به عنوان یک شخصیت برایمان عجیب و البته جالبِ توجّه است. شخصیتِ مت، کوین جیمز، همان فردیّتی را دارد که به هنگام روزمرگیها از یک طناز در ذهنِ عموم میبینیم. اگر چه آنچه در اذهانِ عمومی شکل میگیرد بر اساس سلایقِ فردی است امّا بطور کُلّی مابهازای پرستیژ در کالبدِ اجتماعیِ آن در نظر گرفته خواهد شد. این کاراکتر چیزی از عمومیّتِ خود به مُنحنیِ داستان اضافه نکرده و اتفاقاً ظاهرِ عامّهی یک کالبُدِ اجتماعی را خدشهدار کرده است.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی#نقد_فیلم#solo_mio#کوین_جیمز#هنر#ادبیات#سینما#فرهنگ#پزشکیان#حجاب#فردوسی_پور#یا_لثارات_الخامنهای#ایران#مرگ_بر_آمریکا#مرگ_بر_اسرائیل#مرگ_بر_سازشگر#ایران_قوی🎩@alirafieivardanjani
26 MB
تفاهمُ یا تناسبتفاهم به معنای توانایی تحملِ تفاوتهای فردی در یک ارتباط خصوصی و تناسب به معنای مرتبط شدنِ افراد بعد از داشتن تفاهمِ معقول است. تفاهمِ معقول یا واقعی به این صورت معنا میشود که تحمل فرد نباید از حدودِ حریمِ خصوصی افراد بیشتر یا خارج شود. «فقط مال من باش» سینمای وودی آلن را نابلدانه کُپی برداری کرده. افراد در این اثر، مخصوصاً آن زن و شوهری که برای ماه عسل آمدهاند و این بارِ سومی است که ازدواج میکنند، از مواجههی با هم فرار میکنند و صرفاً در کنارِ هم وقت میگذرانند. این اتلاف وقت برای جیمز و دار و دستهاش یک سوژهی رمانتیک شده. سوژهای که فیلمنامهی پُرچالشی، حتی برای آن میهماندار هتل، روبهروی مخاطب قرار خواهد داد؛ شاید اگر آن میهماندار پیشنهاد تنهایی استفاده کردن از بستهی ماه عسل را به مت نمیداد او با چُنین اتفاقاتی مواجه نمیشد. مسئلهی بزرگِ آکادمیک در این فیلم کادربندیهای سَرسَری است. قابهایی که فیلم را مرعوبِ بناهای تاریخیِ موجود در ایتالیا نمیکند و بیاهمیت مانند مت از آنها عبور خواهد کرد. لنز دوربین باید زیباییِ خاصّی از رُم بسازد تا ما به حسِّ مت نزدیکتر شویم و لمس کنیم چرا او اهمیتی به این زیبایی نمیدهد. ایجاد سمپاتی در یک اثرِ سینمایی از لوکیشن شروع میشود و ما حق نداریم یک رئالیتهی تاریخی بسازیم امّا مانند ارتباط مت در دیسکو با آن زنِ معلومالحال را فرض کنیم.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani
متصدیِ جریانِ اجتماعی سینمای امروز در رقابت با شبکههای اجتماعی برخاسته و این بسیار خطرناک است. سینمایی که گازانبری تولید میشود و انتشار مییابد یک سینمای ناتراز مانند «روز افشاگری» اسپیلبرگ به ما میدهد که حتّی خودش از تماشای آن باید خجالت بکشد. «فقط مال من باش» نه توانسته دیکتاتوری دوستداشتنی مانند ساشا بارون کوهن برای ما باشد و نه توانسته آلنیسم را در سینما تجربه کند. فیلمِ موردِ بحث برای آن دوستداشتنی است که متصدیِ جریانِ اجتماعی در فضاهای مجازی است. نمونههایی از کافه، برقراری زبانی توسط نرمافزارهای تلفنِ همراه و سادگی، کافهچی کیفِ پول را پیدا میکند و میگوید اینجا رُم هست و حواست را جمع کن، این سادگی از پسِ ذهنِ درگیر مت خارج نمیشود بلکه ذات او را نشان میدهد و در آخر اشاره میکند به مهاجرانی که رُم را ناامن کردهاند. اگرچه من خاصیّت چُنین مباحثِ توهمی و توطئهانگیز را در فیلم نمیبینم اما باور دارم عشقْ دارِ مکافاتِ سینمای امروز است. سینمایی که از این مفهومِ ارتباطی و کاملاً انسانی یک دغدغهی اقتصادی و کاملاً منفعتطلبانه میسازد و بنظرم این درام با همهی الکن بودناش در ضمیرِ مت و ایجاد یک ارتباطِ رُمانتیک، میتواند کمی هم که شده مخاطب را عاشقانه به یادِ عشق اندازد. «فقط مال من باش» سرگرمیِ سالمِ سینما است که متأسفانه فضای مجازی اجازهی رُشد به آن نداده.✍️#علی_رفیعی_وردنجانی🎩@alirafieivardanjani