ادله اولیه که عرض کردم، منظورم ادله جهاد و حفظ جان مسلمین و سایر ادله اولیه این چنینی بود. به اطلاق اینها که تمسک بشه، دیگه جایی برای اصل نمیمونه
@MohammadTazari5 August 2026Replying toادله اولیه که عرض کردم، منظورم ادله جهاد و حفظ جان مسلمین و سایر ادله اولیه این چنینی بود. به اطلاق اینها که تمسک بشه، دیگه جایی برای اصل نمیمونه
@AliMoqaddamn5 August 2026Replying toاون که قطعا همینطوره که در صورت دلیل جای اصل نیست ولی خب همون ادله هم باید دلالتش بر ولایت فقیه اثبات بشه، شاید بشه استدلال کرد که حتی بر ولایت غیر فقیه هم دلالتی نداره چون این موارد بدون ولایت هم حاصل میشه همونطور که در خیلی نظامهای سیاسی اینگونه مصالح بدون ولایت استیفا میشه.
@MohammadTazari5 August 2026Replying toباید میفرمودید بدون وجود فقیه، نه بدون وجود ولایت. در نظامهای سیاسی دیگر به هر حال شخص الف این کار را انجام میدهد و آن غرض را تامین میکند و عملش در همان نظام سیاسی مشروع است. اصل وجود آن شخص و انجام آن کار، واضحه. بحث اینه که آیا شارع به تصرفات فرد منتخب مردم -هر کس که باشد- راضی است یا خیر.
@AliMoqaddamn5 August 2026Replying toبحث مدخلیت فقیه در اجرای این مصالح و این که شارع به غیر اون راضی نیست هم باید اثبات بشه
@MohammadTazari5 August 2026Replying toاثبات هم نشه، قدر متیقنش همینه. یعنی هم باید تخصص (چه مستقیم چه غیر مستقیم) وجود داشته باشه و هم فقاهت.
@AliMoqaddamn5 August 2026Replying toچه طور قدر متیقن هست؟ چون مسئله اینطور مطرح شده که فقیه موضوعیت دارد یا نه قدر متیقن میشه فقیه؟الان اگه من مسئله اینطور مطرح کنم که آیا تخصص نظامی تو ولایت موضوعیت داره یا نه میتونم بگم قدر متیقن نظامی بودنه؟
@MohammadTazari5 August 2026Replying toمشاور برای همین فرضهاست. رجوع به متخصص برای همین موارده. کسی نگفته فلانی چون فقیهه میتونه در کار تخصصی اظهار نظر کنه.فرض اینه که باید یک نفر فلان کار رو انجام بده. قدر متیقن با توجه به ادله به دست میاد. سوال اینه که جدا از خبرویت، شرط فقاهت هم لازمه؟ در فرض شک، قدر متیقن اینه که لازمه.
Replying to andدر استدلال به قدر متیقن (عقلی) باز هم نمیتوان فقیه را مقدم دانست چرا که عقل خودش ملاکات را میفهمد و تقدمی برای فقیه قائل نمیشود.و هم اینکه چون ادله اطلاق دارند دیگر جایی برای شک و قدر متیقن نمیرسد.
Replying to andارتباطی نداره. اون «عقلی» که میگیم به این معنا نیست که عقل ملاکو کشف میکنه یا منبعه. مرادمون اون حالتیه که قطعاً میدانیم شارع به آن راضی است (مثل احتیاط). نقش عقل چیه؟ عقل میگه در بعضی موارد مشابه، فقاهت شرطه و شاید اینجا هم شرط باشه. همین.
این مطلبو یادم رفت عرض کنم که ادله اصلا از این جهت در مقام بیان نیست. اصلا ناظر به این حیث نیست؛ در نتیجه اطلاقی هم وجود نداره و به همین دلیله که سراغ قدر متیقن میرویم.
Replying to andنه این حرف درست نیست، مثلاً حتی اگر ما فرض کنیم که هیچ ادلهی لفظی برای قضاوت یا افتا نداریم، خود عقل احتمال فقاهت رو میده پس قد متقین رو فقیه میذاره، اما غیر از اون چی؟ مگه ادله امر به معروف شامل امور شرعی و عقلی نیست؟ خب امر به معروف که تکلیفی عمومیه، و فقیه بر غیرفقیه تقدمی نداره، حالا اصلا چرا
Replying to andاینکه فردی که متولی اون امور میشه باید تخصص اون امور رو داشته باشه واضحه. چرا شک میکنیم؟ برای اینکه قراره در بیت المال مسلمین و یا اموال مسلمین و یا بعضی از امور دیگه تصرف کنیم که در حالت عادی مجاز نیست و اصل هم عدم ثبوت ولایته.