معنای وحدت
@Sahsh4d🔴 مسلط به مسائل نظامی!🔹آقای رحیم صفوی میگفت: ما فرماندهان نظامی در یک جلسهای بودیم و یک بحت نظامی پیش آمد،آیتالله سید مجتبی خامنهای حفظهالله بلند شدند نظر دادند و سه بار تخته نوشته و پاک شد. آنجا فرماندهان نظامی همه در مقابل نظر ایشان کرنش کردند! ایشان به تمام معنا مسلط به مسائل نظامی هستند.
@Sahsh5dپیشنهاد ویژه به اصحاب #رسانهاز این به بعد به جای استفاده از اسم #ترامپ از کلیدواژه #قاتلرهبرایران استفاده کنیم.باید رسانه ملی و رسانههای آزاد و مستقل، این مردک را با جنایتش یادآور شوند.انجام این کار یکی از راههای ماندگاری انتقامخواهی در فرهنگ عمومی جامعه است.
@Sahsh5dمغز و فهم برخی از جریانهای سیاسی،فرهنگی کشور، رحم اجارهای فتنههایی است که آمریکا بذر آن را در وجود این حضرات کاشته است. هر از چندگاهی فرزند نامشروعی از آن پا میگیرد و میان ملت و آرمانهایش فاصله میاندازد.
@Sahsh27 July 2026نباید یادمون بره!
@Sahsh27 July 2026معنای تهدید ترامپترامپ دوباره تهدید کرده اگر مذاکره نتیجه ندهد حمله نظامی تکرار خواهد شد.معنای تهدیدش این است که اگر دوباره اذیتم کنید خودم را میزنم.😀
@Sahsh26 July 2026تنها چیزی که حال دل انسان را خوب میکنه نورافشانی کلمات سدید امام رشید است.تا دقایقی دیگر؛ پاسخ رهبر انقلاب اسلامی به نامه بیعت دبیرکل و رزمندگان حزبالله لبنان منتشر خواهد شد.
@Sahsh26 July 2026لیلةالهریر آمریکا دیشب شب لیلة الهریر بود.لیلة الهریر شبی بود که سپاهیان معاويه در زير ضربات سپاه امام علی(ع) همچون سگ زوزه مىكشيدند.هریر به معنای زوزه است. این روزها همین صدای زوزه از اردوگاه آمریکا شنیده می شود. فقط خدا کند که با خدعه اشعثها، دست مالک بسته نشود تا برای همیشه کار تمام شود.
@Sahsh25 July 2026
@Sahsh24 July 2026🔴ترامپ تاکنون : 🔹۱۰۶بار: «ما ایران را شکست دادهایم.»۹۵بار: «ما ایران را نابود کردهایم.»۸۸بار: «توافق با ایران قریبالوقوع است.»۷۵ بار: «تنگه هرمز باز است.»
@Sahsh24 July 2026📚 وطن والدین💠 سؤال: اگر فرزند در وطن والدین به دنیا آمده ولی در آنجا بزرگ نشده است؛ آیا وطن والدین، وطن فرزند نیز محسوب می شود؟ ✅ جواب: وطن والدین، وطن فرزند محسوب نمی شود مگر اینکه پس از ولادت حداقل شش ماه در آنجا مانده باشد.#احکام_وطن#وطن_اصلی #وطن_والدین…Show more
@Sahsh23 July 2026
@Sahsh23 July 2026امشب با آرزوهایم قرار داشتم.از پشت دیوار خیال به هم نگاه میکردیم .همگی حرف میزدند. به همدیگر مهلت نمیدادند. مثل بچههای که پس از مدتی به دیدار پدر رسیدهاند، همهمه میکردند.یکی دست تکان میداد.یکی اشک میریخت.دیگری دلبری میکرد.همگی دوست داشتند زودتر به هم برسیم. دلم برایشان سوخت.
@Sahsh21 July 2026
@Sahsh19 July 2026