(اما عزیز منکاش در روزگاری دیگری می زیستیم)مثلا تو چادر گل گلیت رو به دهان میگرفتیبا زنبیل پلاستیکی، نان سنگک برشته رابرای ناهار به خانه میبردی،من از سر کوچه ات با تکه ای چوب بر پشتبه مغازه میرفتم،از همان اول کوچه چشمم به تو بود، و... وای از تو...…Show more
