هر حرفِ بیدرنگی، پرتابکرد سنگیتُنگی به سینه دارم از طعنهها شکسته
iriPinned post
@Makiugo4 May 2026نگاهت به نگاهم گره میخورد، چشمانمان در جدالند و من بازندهیآن. از سنگینی نگاهت به زمین چشم میدوزم. حرفهایت مانند باتلاقی مرا میبلعد و بدنم را کرخت میسازد ، تا میآیم برایت توضیح دهم..لال میشوم.میشنوم، میبینم، آن چیز سفت را قورت میدهم، اما صدایی از من خارج نمیشود. در این لحظه جامانده…Show more
@Makiugo2 May 2026دوستان مشکل فنی پیش اومد، رفع شد. الان منم محدودم دیگه راحت میخوابم🦦Replying toعجیبه این موقعههاا من محدود میشدم که🗿