نوشته شده :اول محرم سنه هزار و چهارصد و چهل و شش...بمونه تا اربعین،۲۰صفر سنه هزار و چهار صد و چهل شش،جواب نامه ان شا الله از« ارباب» حرم،کربلا...
میدونی یه بار که بری یه بار که ببینیشوابسته اش میشینمیتونی دل بکنینه که نخوایابخوای هم نمیتونیانگار اون مرد بزرگ وقتی به حرمش میرسه پسر بچه کوچیکی تو خونه پدرش میشهیا اون مادر،دختر بچه ای میشه که با ذوق یا اشک با همه رنج هایی که دیده... به آغوش پدرش بر میگرده...آقاآقا جانباز محرم ات شد.
باز محرم شد و من یه سال دیگه با گناه های سنگین تر و روی سیاه تر رسیدم به محرمت🤦🏿😭آقا جان من دیگه نمیتونم نیاممن از بچگی خادمتون بودماز بچگی سینه زنت بودم..حالا که دیدمتونحالا که رسیدم بهتونحالا که ...تمام فکر و ذکرم شده کربلاتشده مسیر مشایه اتشده پای پیاده از نجف ات تا کربلات
شده با روی سیاه اومدن به زیارت از پدرت به پدرم..از حرم ات(امیرالمومنین) به حرمم(ابا عبدالله)همه ی سال منتظر بودم تا محرمت بیادهمه ی سال منتظرم تا بگی ، «قبولت کردم توام حرم بیا» «قبولت کردم توام حرم بیا» «قبولت کردم توام حرم بیا» آقا جان من لیاقت ندارمخدا شاهده میدونم قد ریز ترین
موجودی که خداوند آفریده لیاقت دیدار شما رو ندارماما این دل، بی صاحب، من از وقتی دیدتت صاحبشو میخواد...ارباب مگه نوکرشو پس میزنه؟مگه میگه نیا؟اونم ارباب مناونی که حر رو قبول میکنه ..به نوکر زاده اشم مرحمتشو نشون میده...ما در پناه عشق تو ماوا گرفتیم...
هرگز نگویمت که بیا دست من بگیرعمری گرفته ای مبادا رها کنی...یا مادر..یا مادر.. یا مادر اشفعی لنا....شما شفاعت کنما رو سیاه تر از اونیم که چیزی بخوایم..💔حتی یه ثانیه فکر پس زدنت قلب منو داره پاره پاره میکنه.‌..رحمی بنما به این خسته جان یا رببک یا الله بک یا الله بک یا الله...
صلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِصلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِصلَّی اللهُ عَلَیکَ یَا اَبَاعَبدِاللهِ💔
00:35 - 7 July 2024

14 Reactions
7471 Views


1 Reply