بخونیدش قشنگه:)هردفعه در یک قصّه افراطیگری کردیماز عمد یا با سهو ، دشمنپروری کردیمفتوا به دینداری به حُکمخویشتن دادیمطبق خوشایند دل خود نوکری کردیمگفتیم که تسلیم رای صاحبُ الاَمریموقت عمل از نفس خود فرمانبری کردیمرفتیم در جَلوَت لباس زُهد پوشیدیمتا پیش آمد خَلوتی عصیانگری کردیم
وقتی خدا را ضامن روزی ندانستیمبا نانبُری از دیگران نانآوری کردیماینجا هوا آلوده از دود گناه ماستما آسمان شهر را خاکستری کردیمدَر حَدّ خاک پای زوّارش شدن هم نیستاینسر که نذرِ آستانِحیدری کردیمبدبخت اَمثال مَنی کَز ترس یک ویروس هر روز یاد حُجّت بن العسکری کردیم!!!محمدقاسمی
10:12 - 24 July 2026