ادله که زیاده؛مثلا اطلاق ادله اولیه و تمسک به مقدمه واجبیا تمسک به بعضی روایات خاص مانند مقبوله (با بیانهایی خاص)یا تمسک به قدر متیقن
Replying to and 3 othersادله که زیاده؛مثلا اطلاق ادله اولیه و تمسک به مقدمه واجبیا تمسک به بعضی روایات خاص مانند مقبوله (با بیانهایی خاص)یا تمسک به قدر متیقن
Replying to and 3 othersمنظورم خود ادلهی اولیه بود چون قطعا امثال مقبوله جزو عمومات اولیه ولایت به حساب نمیاد
Replying toادله اولیه که عرض کردم، منظورم ادله جهاد و حفظ جان مسلمین و سایر ادله اولیه این چنینی بود. به اطلاق اینها که تمسک بشه، دیگه جایی برای اصل نمیمونه
Replying toاون که قطعا همینطوره که در صورت دلیل جای اصل نیست ولی خب همون ادله هم باید دلالتش بر ولایت فقیه اثبات بشه، شاید بشه استدلال کرد که حتی بر ولایت غیر فقیه هم دلالتی نداره چون این موارد بدون ولایت هم حاصل میشه همونطور که در خیلی نظامهای سیاسی اینگونه مصالح بدون ولایت استیفا میشه.
Replying toباید میفرمودید بدون وجود فقیه، نه بدون وجود ولایت. در نظامهای سیاسی دیگر به هر حال شخص الف این کار را انجام میدهد و آن غرض را تامین میکند و عملش در همان نظام سیاسی مشروع است. اصل وجود آن شخص و انجام آن کار، واضحه. بحث اینه که آیا شارع به تصرفات فرد منتخب مردم -هر کس که باشد- راضی است یا خیر.
Replying toاز این جهت تعبیر ولایت رو عرض کردم چون ولی در برابر مولّی علیهم اصالت داره و اعتبارش از جانب غیرمولّی علیهم است ولی نظامهای امروزی مسئولین نماینده و کارگزار مردم هستند و باید به مردم هم پاسخگو باشند برخلاف ولایت که چنین چیزی ضرورت نداره و نهایتا یک حسن به حساب میاد.
Replying toعیبی نداره. اینجا هم همون سوال مطرحه. فرض کنید فردی با رضایت ۹۹ درصد مردم انتخاب شده. حال میخواد در اموری تصرف کنه که مربوط به همه است یا اون یک درصد. آیا شارع راضیه؟ بحث اینجاست. (البته اینکه آن مردم آیا حق دارند بعضی از امور را به فردی بسپارند تا در آن تصرف کند هم محل بحثه)
Replying toفقیه در این موارد قدر متیقن نیست، چیزی که ادله واجب میکنه چه بسا غیرفقیه بهتر بتونه این مصلحت رو استیفا کنه و دخالت فقیه بر خلاف مثلا حفظ جان مسلمانان باشهاین که استیفای مصلحت اهم ممکنه به مصالح مهم ضرر بزنه با قواعد دیگه حل میشه و اینطور نیست که صرفا بگیم اگر فقیه برعهده بگیرد خیالمان راحت است
Replying toفرض کنید روش عقلایی اینه که باید جمعی خبره مشخص شوند تا اعمال خبرویت کنند؛ یا هر ساز و کار دیگه. خب حال آنها نظر کارشناسی را به فقیه اعلام میکنند و او اعمال ولایت میکند. قدر متیقنش اینه. کسی نگفته فقیه بدون علم عمل کنه.
Replying toاگه فقیه صرفا نظر خبره رو بدون امعان نظر تایید میکنه قطعا ولایت فقیه نیست چون باید برای خود فقیه اتمام حجت شده باشهو اگه فقیه خودش باید تو مسئله به اطمینان برسه یا حجت برسه باز هم قدر میتقن نیست چون ممکنه چیزی برای غیرخبره اطمینان آور باشه ولی برای خبره نباشه و برعکس.
Replying toتشخیص موضوعه. همینم حکم شرعی میخواد. اگه موضوع خیلی مهمی باشه، ممکنه احتیاط کنه.اگه به وثوق برسه، طبقش عمل میکنه.اگه نرسه، طبق اصول موجود عمل میکنه.یا ممکنه اگه موردی باشه که تفویض ممکنه، تفویض کنهو... .اینطوری در هر فرضی حجت داره.پس چه به اطمینان برسه چه نه، طریق عقلاییشو طی کرده.
Replying toدر انتخابات که این امر لزوما تخصیل نمیشه.اگه مردم شخص الفو انتخاب کنند و او تشخیص بده که ب خبرهترینه و بسپاره به او، چه حجتی داره؟ مگه در همه امور متخصصه؟چیزی که فرمودید نشدنیهمهم اینه که روش عقلایی باشه. یک رئیس جمهور یا نخست وزیر، متخصص در همه امور نیست ولی در حوزههای مختلف اختیارات وسیع داره