✨ وفاقیون و انقلابیون همچنانکه نظم سیاسی جهانی در حال دگرگونی و بازتعریف است، نظم سیاسی درون ایران نیز از این تحولات برکنار نمانده و شاهد تغییرات بنیادینی است.ساختار سنتی سیاست در ایران، که برای سالها مبتنی بر دوگانه اصلاحطلب-اصولگرا تعریف میشد، دیگر کارآمدی خود را از دست داده و
جای خود را به الگوهای تازهای از صفبندیهای سیاسی داده است. در این چارچوب نوین، مفهومی به نام «وفاق» سربرآورده که میتوان آن را مظهر پیوند میان راستِ لیبرال و راستِ محافظهکار دانست؛ جریانی که در ظاهر، بر عقلانیت، میانهروی و ثبات تأکید دارد، اما در باطن،
حامل نوعی انسجام قدرتمحور برای حفظ و تداوم وضع موجود است.امروز دیگر خطوط مرزی روشنی که روزگاری میان اصلاحطلبان و اصولگرایان کشیده شده بود، کمرنگ و حتی در مواردی حذف شده است. مواضع آنها در سه حوزه کلیدی ـ فرهنگ، اقتصاد و سیاست خارجی ـ به نحوی به یکدیگر نزدیک شده که
تمایزگذاری میانشان برای افکار عمومی دشوار گشته است. این همگرایی به شکلگیری یک جریان تازه منجر شده که از آن میتوان به عنوان جریان «وفاقی» یاد کرد.در مقابل، جریان «انقلابی»، با تاکید بر بازسازی هویت انقلابی، استقلالطلبی در سیاست خارجی، عدالتمحوری در اقتصاد، و مقاومت فرهنگی در برابر غربزدگی،
سعی دارد بدیلی برای گفتمان وفاقی ارائه دهد.اینک زمان آن فرا رسیده که جریان وفاقی را نه صرفاً بر اساس اسامی و چهرهها و اردوگاههای سیاسی سنتی، بلکه با دقت نظری بر مبنای محتوا و سیاستهای عملیاش مورد تحلیل قرار دهیم.باید مواضع عناصر این جریان را بهدقت رصد و تبیین کرد، تا
امکان مرزبندی شفاف و آگاهانه با آن برای جریان انقلابی فراهم شود. روشن است که این مرزبندی نه برای ایجاد تفرقه، بلکه برای بازشناسی دقیقتر نیروهای موثر در آینده سیاسی ایران ضروری است.به بیان دیگر، سیاستورزی امروز نیازمند درکی نو از جغرافیای قدرت است.
تحلیل نیروهای سیاسی باید فراتر از برچسبهای سنتی برود و به شناسایی کنشگران واقعی، اهدافشان و نسبتشان با مردم، انقلاب اسلامی، عدالت و استقلال ملی بپردازد. آینده سیاست در ایران از دل این بازتعریف بیرون خواهد آمد.
08:41 - 8 July 2025