از عزیزان این صفحه سپاسگزارم
iriباید یادم بمونه دیگه از این غلط ها نکنم,,اسمی هم از برادر خواننده ام نمیبرم...گناه من این بوده که خواستم مطالب موسیقایی نوشته خودم رو مثل یه خواهر به ایشون برسونم
ایشون مدیر برنامه برادرعزیزشون هستن که برادرعزیزمن هم هستن...امروز هم این مطلب رو برای خودم پاکنویس میکنم که یادم بمونه فقط دلم خواست مطلب موسیقایی بنویسم و بدم به برادرم ادامه-الساعه
به خدای احد و واحد قسم..من فقط میخواستم مطالب موسیقایی خودم رو تحویل برادر ایشون بدم...فقط همین ادامه-الساعه
نَه...استفاده نمیکنم خانم...وقت من رو نگیرین...خانم...هیچی نگفتم...خداحافظ...خداحافظ...ارتباط مون رو قطع کردیم ادامه-الساعه
خیلی هم سَرذوق و خوشحال شدم که تونستم تماس بگیرم،اما متاسفانه...برخورد برادرعزیز این خوانندهءعزیز-برادرم،..اونقدر تُند و بد اخلاقانه بود که اگه بگم حتی شاید از نویسندگی پَشیمون شدم،دروغ نگفتم ادامه-الساعه
چندروزی از طریق اینترنت دنبال شماره تلفن این برادرعزیزم گشتم تا بالاخره پیدا کردم...تماس گرفتم ادامه-الساعه
یه مدتی بود دلم میخواست مطالب موسیقایی نوشتهءخودم رو به دست یکی از این برادرهای خوبم برسونم...ادامه-الساعه
همه خواننده های کُنونی ایران مون هم برادرهای عزیزمن هستن ادامه-الساعه
من که هیچی نیستم همیشه هم گفتم عددی نیستم فقط یه نویسنده انگشت شکسته هستم که گاهی اوقات لابه لای نوشته هام مطلب موسیقایی هم مینویسم ادامه-الساعه
هیچ حرفی ندارم یا بهتره بگم اونقدر بُغض دارم که نمیتونم حرف بزنم...فقط میگم مُدیر برنامه های خواننده های خوش صدا و عزیز سرزمین مون باشیم اما مدیر اخلاق خودمون هم باشیم ادامه-الساعه
مطلب موسیقایی-گلایهءخواهرانهءموسیقایی خیلی زودمیرم سر اصل مطلب...اون چیزی رو که پریروز و پریشب به سر خودم اومده بَراتون مینویسم ادامه-الساعه
فردا یا...سعی میکنم حال و هوای اینجا رو تغییر بدم...تنوع ذهنی میذارم البته...ایندفعه تنوع ذهنیم یه جوریه...از حالا بدونین