🕊️على بن ابى حمزه گفت:يكى از ارادتمندان #موسى_بن_جعفر خدمت امام رسيده عرض كرد:مشتاقم امروز نهار در خدمت شما باشم. امام از جاى حركت نموده با او رفت وارد خانه شد و روى تختى نشست؛ زير تخت يك جفت كبوتر بودند. کبوتر نر شروع به خواندن برای کبوتر ماده کرد. مرد میزبان رفت که غذا بیاورد. وقتی برگشت دید در حال خندیدن هستند؛ عرض کرد: «همیشه خندان باشید! به چه می خندید»؟ فرمود: «این کبوتر برای مادهی خود می خواند و به او می گفت:
ای آرام جان و ای عروسم! به خدا روی زمین کسی را از تو بیشتر دوست ندارم مگر همین شخصی که روی تخت نشسته است». عرض کرد: «فدایتان شوم! مگر شما زبان پرندهها را هم می دانید»؟ فرمود: «آری، زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده و از هرچیز به ما عطا گردیده است».
نشانی: بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام ج ۴۸، ص ۵۶
05:51 - 27 April 2024