نامت فقط روایتِ یک روزِ خون نبودتاریخ را به سمتِ حقیقت کشاندهایبر خاکِ خشکِ کربلا، با نفیرِ عشقیک باغِ سرخ در دلِ صحرا نشاندهایدر لحظهای که تیغ گلویِ خورشید را شکافتتوحید را به قلهی معنا رساندهایاز خیمههای سوخته تا آسمانِ دور…Show more
نامت فقط روایتِ یک روزِ خون نبودتاریخ را به سمتِ حقیقت کشاندهایبر خاکِ خشکِ کربلا، با نفیرِ عشقیک باغِ سرخ در دلِ صحرا نشاندهایدر لحظهای که تیغ گلویِ خورشید را شکافتتوحید را به قلهی معنا رساندهایاز خیمههای سوخته تا آسمانِ دور…Show more
شمعدانی به نسیم از تو حکایت میکردحوض، آرام به لبخندِ تو عادت میکردمنِ شوریدهسرِ بیخبر از مکرِ رقیبپشتِ این منظره، دل با تو تجارت میکرد#حمیده_نظری
همهی فلسفه ی عمر من این شد آخر:تو بخندی و جهان جز تو، دگر هیچ شود...#حمیده_نظری
@hamide_nazari23 July 2026دوستت دارم و این، آخرِ اقرارِ من استحقِّ تجدیدِ نظر نیست، تو امضای منی#حمیده_نظری
@hamide_nazari15 July 2026هر شب، ستارهای به تماشای من نشستوقتی به یادِ چشمِ تو بیخوابتر شدم...#حمیده_نظری
@hamide_nazari11 July 2026ظاهراً امضایِ تقدیرم، به دستانِ تو بوداولین اقرارِ من، «آری» به زندانِ تو بودکعبه هم یک روز فهمید از طوافش خستهامچون مدارِ گردشِ من، دورِ مژگانِ تو بود#حمیده_نظری
@hamide_nazari8 July 2026تا ابد در بندِ چشمانت اگر باشم خوشمبی تو آزادی برایم نیست جز رنجِ قفس#حمیده_نظری
@hamide_nazari3 July 2026رفت و با خود بُرد آرامِ شبِ چشمانِ منصبح آمد، از دلم امّا شبِ هجران نرفت#حمیده_نظری
@hamide_nazari2 July 2026گفتم از دل میرود هر کس که از چشمم برفتاو ز چشمم رفت، اما دل هنوز در بندِ اوست#حمیده_نظری
@hamide_nazari29 June 2026گفته بودی از محبت خارها گل میشودگل برای دیگران؛ زخمش برای من چرا؟#حمیده_نظری
@hamide_nazari28 June 2026تنم ز شوقِ تو هر دم شکوفه میپوشددلم همین که تو باشی، چو چشمه میجوشدنگاهِ تشنهام ز چشمِ مستِ تو هر شبشرابِ وصلِ تو را بیبهانه مینوشد#حمیده_نظری
@hamide_nazari27 June 2026آبِ شورِ آرزو نوشیدم و آویزهٔ گوشم شد این:«تشنه را دریایِ شور، سیراب نتواند نمود! »#حمیده_نظری
@hamide_nazari23 June 2026علی باش و به نخلستانِ تنهایی سخن گوکه گاهی چاه، مَحرمتر ز صدها همزبان باشد...#حمیده_نظری