
پاها و قدم هایی عاقبت به خیر شدنکه الان توی مشایه در حال پیاده روی هستن و دست هایی عاقبت به خیرشدن که در حال خدمت رسانی به زائرای امام حسین (ع) هستن..🥹🥲
هیچی!همین جوری!!نه ! چند روز دیگه بعد اربعین براتون شعرهام رو ویراست میکنم و همچنین خاطره تعریف می کنم (خاطره تعریف کردن و همچنین شنیدن رو خیلی دوست دارم)
کربلا تا کربلا طاقت دوری اش نبوداین دلِ آشفته ام سر صبوری اش نبودمَحرم رازِ دلم فقط خدای تشنه هاستهر مُحرّم این دلم خونین شده با دِشنه هاستسر به سر پُر شده پیمانه ی آب تشنگیِ نینوامَشک عباس ولی سوراخ شد ، زخمی شد ، ام ابیها