🌹 یادی از #شهید#سجاد_افتادیبعد از اینکه تیر خورد، برادرها خودشان را به ما رساندند تا کمک کنند.خون زیادی از دست داده بود.رو به یکی از دوستانش کرد و آرام گفت:«کمکم کنید بلند شوم... میخواهم روی زانوهایم بنشینم.»از او پرسیدم:«چرا؟ اینقدر خون از دست دادی...»