فلسفه تاسیس شبکه ایران اینترنشنالسال ۸۸ سوای صدا و سیما که در اون زمان هنوز رسانه مخاطب داری بود، بیبیسی فارسی به عنوان یک رسانه خبری یکه تازی میکرد. فیسبوک و یوتوب هم فیلتر نبودن، صدای آمریکا هم بود اما مخاطب قویای نداشت. فیسبوک و یوتوب مثل الان (اینستاگرام، تلگرامو...) مورد استفاده همه
نبودن، بیشتر بین جوانان و نوجوانانی که مهارت وبگردی داشتن مورد استفاده قرار میگرفت، که این دو هم بعد از شلوغ شدن خیابان ها فیلتر شدن. بیبیسی فارسی کانون ارائه اخبار در ایران بود. که اون هم با پارازیت سعی شد تا مهار بشه.اما بیبیسی به یک دلیل مهم نمیتونست به آشوبها و اعتراضات ضریب بده
و تهییج کنه. اون دلیل مهم برند بود. بیبیسی به عنوان یک برند خبری نمیتونست با فراغ بال و با هر ادبیاتی صحبت کنه، نمیتونست بدون محدودیت دروغ پردازی کنه و مجبور بود تحلیلهای جهت دار و اخبار تفرقه افکنش رو در لابلای اخبار درست و تا حدی موثق ارائه بده و از تکنینک ۹۷ به ۳ استفاده کنه.
به همین دلیل مخاطبش برای گول خوردن نیاز به کمی سواد داشت 😂 و مخاطب بی سواد عملا متوجه منظور بیبیسی نمیشد، به عبارتی بیبیسی فقط میتونست قشر متوسط شهری به بالا و یا جامعه الیت رو هدف قرار بده. این قشر در معترض ترین حالتش، با یه پس گردنی برمیگرده توی خونش، اتفاقی که در ۸۸ افتاد جز تهران
تقریبا هیچ شهری به صورت گسترده از اعتراضات پیروی نکرد و اون جمعیت وحشتناک که در تهران به خیابانها اومد چون غالبا از همون طبقه نازک نارنجی بود به هر حال کنترل شد. اینجا بود که دکترین براندازی تغییر کرد و از سیاست مبارزه برای آزادی(به ادعای خودشون) به مبارزه برای نان تبدیل شد.
پس جنگ ترکیبی تر شد، تحریمها و فشار اقتصادی بیشتر شد تا طبقه متوسط شهری و البته طبقه ضعیف شهری و حاشیهای رو هم درگیرتر کنه، حالا نوبت پخت و پز توی ذهن این طبقهها بود بعد از کلی آزمون خطا ایران اینترنشنال متولد شد. با سیاست اسرائیل، هزینه عربستان و تجهیزات و مهارت بریتانیا(بیبیسی)
بیبیسی مثل یک پیمانکار این شبکه رو راه اندازی کرد و تحویل داد. سردبیران و خبرنگاران سابق خودش رو به سمت شبکه جدید هدایت کرد. مثل آشپزی که برای یک رستوران تازه تاسیس منو مینویسه و به پرسنل آموزش میده و پول خودش رو میگیره و میره. حالا یک شبکه خبری جدید پیدا شده که هیچ تعهدی به اصول خبرنگاری،
منبع موثق خبر، روان مخاطب نداره، و چون قرار نیست در دنیا مطرح بشه ارزش برند هم براش اهمیتی نداره و بدون واهمه شایع پراکنی و دروغ پردازی میکنه و البته برگ برندهاش ادبیات سطحی، سخیف و واضحاً براندازش هست. یه الگوی قابل هضم و درک برای طبقه ضعیف و البته کم مطالعه. (ادامه در ویراست بعدی)
18:02 - 26 January 2026