من شدم نوکرِ شمالیِ تونوکری در همین حوالیِ توبسکه شرمنده ات شدم، شدهام پسرِ زردِ پرتقالیِ توزائرِ صحنِ تو اگر نشدممیشدم کاش، خاکِ قالیِ تو...#بداهه #حامدـرفیعیپ. ن: وقتی سنگینیِ گناه، کنارِ یک اتفاقِ ساده، شاعرم میکنه...میگه: کی وسطِ شالیزار، دلش شکسته بود امام رضا رو صدا زد....
4 MB

