╭┅┅┅┅❀🌷🇮🇷❀┅┅┅┅╮🌹شهدا مظهر اقتدار ایران 🇮🇷╰┅┅┅┅❀🇮🇷🌷❀┅┅┅┅╯🌷روایتی از همسر شهید علی خشوعی🕊هنوز آن صدای شوم در گوشم میپیچد که میگفت: «ما اینجا یک مأمور را زدیم، با چاقو تکهتکهاش کردیم و بعد هم او را سوزاندیم.» بیخبری از علی نگرانم کرده بود و پیش از آنکه خطوط تلفن قطع شود، بارها با او تماس گرفتم تا جویای احوالش شوم. همیشه این ترس را دردل داشتم، روزی برسد که وقتی با علی تماس میگیرم، یک فرد دیگر گوشی را جواب دهد؛ متأسفانه این دلهره به واقعیت تبدیل شد...تو به آرزویت رسیدی تو امام حسین دیدی...