دلنشینترین شعر حسین جنتی، با خوانش خانم باران نیکراهقطع قلم، به قیمت نان می کنی رفیق؟این خط و این نشان که زیان می کنی رفیق!گیرم درین میانه به جایی رسیده ای،گیرم که زود دکّه، دکان می کنی رفیق!روزی که زین بگردد و بر پشتت اوفتد،حیرت ز کار و بار جهان می کنی رفیقتیر و کمان چو دست تو افتاد، هوش دار"سیب" است، یا "سر" است، نشان می کنی رفیق!کفاره اش ز گندم عالَم فزون تر است،از عمر آنچه خدمت خان می کنی رفیق!خود بستمش به سنگ لحد، مُرده توش نیست!قبری که گریه بر سر آن می کنی رفیق!گفتی: " گمان کنم که درست است راه من"داری گمان چو گمشدگان می کنی رفیق!!فردا که آفتاب حقیقت برون زند،سر در کدام برف نهان می کنی رفیق؟!
20:51 - 17 May 2026