آخر من هنوز نرفتم یعنی هنوز قسمتم نشده :)انشاءالله که اجل زمان دهد که بروم..!همه ی این ها را گفتم که برسم به آن خانوم ! همان که میدانم امام حسین بغلش کرد ، دستش را گرفت و همین امشب بُردش کربلا! یک شب با مریم دوستم نشسته بودیم که یکی از دوستانش را به من معرفی کرد . حین معرفی گفت : راستی ریحانه ؛
امشب داستان آن خانوم را که شنیدم با خود گفتم : خب امام حسین (ع) که بغلت کنه همین هم میشه ...
Show this thread
همان شب که اسمت را خواندند برای کربلا ، اسم ایشان را هم خواند ، انشاءالله با هم بروید ، تنهاست . من هم از خدا خواسته گفتم : انشاءالله. خانمی که قرار بود کربلایی شود ، آشنایش همراهش بود که به شوخی درآمد گفت : بله دیگه ، ترو خدا میبینی ؟! همین خانومی که الان داره کربلایی میشه نمیخواست ثبت نام کنه ؛
هعی میگفت نه بابا من از این شانسا ندارم که اسمم برای کربلا دربیاد ، به زور بردمش ثبت نام کرد ؛ حالا اسم این خانوم دراومد و اسم من نه !با محبت نگاش کردم و گفتم : عزیز دلم ، الهی اسم خودت هم دربیاد و راهی بشی . البته من خودمم خیلی نگرانم ، هنوز بهم زنگ نزدن ، دعا کن زنده بمونم و بتونم برم !
امشب شب اعزام بود . گروهی امشب رفتند . از قضا آن خانمی که دوستِ رفیقِ شفیقِ ما ، مریم خانوم بود هم ، امشب اعزام شد . آن خانمی که باعث ثبت نامش شده بود مدام امروز به شوخی بهش گفته بود من با تو هرجور شده می آیم ، حتی ببین با خودم پاسپورت هم میارم ! آن یکی هم گفته بود : خدا کنه بزارن ، من که از خدامه
ولی میدونم نمیزارن...خانمی که اسمش درآمده بود ، میرود دم اتوبوس که سوار شود ؛ با آشنایش هم خداحافظی میکند ، آن یکی که دیگر مطمن بود جامانده با خودش میگوید : این تیر آخر هم در تاریکی بزنم ببینم چه میشود !آقای مسئولی که به اتوبوس تکیه داده را میبیند ، به شوخی میگوید یعنی شما یک کنسلی هم ندارید؟!
آن آقا هم نه میگذارد و نه برمیدارد می گوید : + حالا اگه کنسلی داشته باشیم چه میکنی ؟! ـــ هیچی دیگه خودم جاش میرم !+ پاسپورت داری مگه همراهت؟!ـــ آره ، محض شوخی آوردم ! + بدون معطلی گفت : خب سوار شو ، تو هم برو :))))و آن خانم هم کربلایی شد !این ها را مریم که چند دقیقه پیش برایم میگفت ؛
در دلم گفتم : آره دیگه ، امام حسین که بغلت کنه ، همین هم میشه :)!
01:45 - 20 May 2026