یک شیشهْ عطر خالی ام، کهنه ولی دل بابپیدا نخواهی کرد مثل من، مگر در خوابارزان به دست باد دادی، عشقمان را توحالا به دنبال چه می گردی دل بیتاب؟ آخی نگفتم من، میان سوختن هایمهربار پوشاندم غمم را در پس سرخابیک زن که با ضعف و تواناییت، دلخوش بودیک زن که سکو بود با تو، لحظه ی پرتاباز قدرت دستان زن تنها همین مانده؛یک شیشه ی خالی عطر ِ کهنه و کمیابدنیا که نه، تو، عاشقی را ضعف می دانیپس با خیال و خاطره سر کن در این مهتاب-فاطمه محیا نخستین
وقتی ویراست میزنی انگار یک نفر یه عطر ناب، یه پرفیوم درجه یک مثل لانکن لاویست زده و همه رو با عطر وجودت هوایی میکنی 🤍انشااله همیشه سرزنده باشی خواهر جان 🌱