ملاحظاتی در باب تهدید نیروگاهی ترامپ۱. تصور کنید آمریکا به زیرساختهای انرژی ایران حمله کند و آن پاسخی که وعده داده شده (مواردی که در بیانیه قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا امده) محقق نشود یا پاسخ متناسب داده نشود؛ در این وضعیت هزینه برای طرف مقابل کاهش و برای ما افزایش پیدا میکند.
اینجاست که مفهوم «اعتبار تهدید» یا Credibility of Threat مطرح میگردد، به این معنا که تنها در صورت وجود تهدید معتبر نظامی میتوان یک هدف مشخص را پیگیری کرد. پس در این لحظه از جنگ در صورت عدم دستیابی به هدف یا اهداف مشخص یا دست کم تامین شدن بخشی از خواسته های ترامپ منطقا این تهدید باید عملی گردد.
۲. شدت و گستره اقدام هم محل تامل است. ایا یک نقطه به شکل عمده و قاطع هدف قرار خواهد گرفت؟ یا مجموعه ای از اهداف به شکل موضعی؟ این پرسش دریچه دیگری را میگشاید تا با این موضوع مواجه شویم که آیا حمله به زیرساختها یک اقدام تاکتیکی برای تحقق یک هدف خاص در این لحظه مثلا باز کردن تنگه هرمز است؟
یا این اقدام در هفته چهار جنگ به معنی ورود به فاز دیگر عملیات نظامی است؟اولین پیامد حمله به زیر ساخت های انتقال الکتریسیته این است که اگر ایرانیان به صورت منطقه ای جنگ را تجربه میکردند حالا به شکل فراگیر و در خانه ها تجربه میکنند.
دومین پیامد در صورت تداوم طولانی مدت خاموشی، قطع ارتباطات خواهد بود چیزی شبیه آنکه در زمان خاموشی های ناشی از ناترازی تجربه شد.سومین پیامد اختلال خدمات عمومی حیاتی کشور است.هر سه این عوامل فشار را به دولت مرکزی افزایش میدهد.
اما اگر هدف این تهدید شروع مرحله جدیدی از کمپین نظامی باشد. فرض دیگری مطرح میشود که هدف اقدام گام به گام است که به سرعت ج.ا به سمت بازی مرگ سوق داده نشود و با اقدامات آهسته توان جمهوری اسلامی قدم به قدم کاهش پیدا کرده تا امکان برای ورود به فاز بعدی بدون تحریک ج.ا به پاسخ پیش بینی نشده فراهم شود.
در این صورت حملات مدیریت شده انجام خواهد شد و همزمان سیگنالهای ارامش ارسال میشود. ادامه دارد.
04:41 - 23 March 2026