جزءنفرات آخر از مسجدبازار آمدم بیرون. تعدادی زن و مرد غذا میخواستند. زنی(سر،گردن،مچپا)لخت هم غذا میخواست. به خادم مسجدگفتم زن بیحجابه غذا میخواد بهش بگم اگر حجابتو رعایت کنی غذا خودم را بهت میدهم؟ خادم شصت وچندساله گفت نه! اصلا این کاررا نکنیها! درحد ایده در ذهنم باقی ماند.
بعدش چند قدمی نزدیکش راه رفتم که ایده ام را عملی کنم اما نمی دانم چرا روم نشد. شاید چون نگران برخورد بد ِخودش یک یا زن مسن همراهش بودم که نتونستم دل به دریا بزنم و اینگونه امر به معروف حجاب کنم. حاضر بودم غذای ۳۵۰ هزارتومنی را در حالی که خودمگرسنه هستم به زن ولنگار بدهم تا عفیفه بشود
اما از رفتار سلیطهگرانهی احتمالی زن برهنهنما ترسیدم.
13:55 - 22 June 2026