یه قُمری بود که می خواست رو شلنگ حیاط ما که به دیوار وصل بود لونه بسازه. هر بار لونه می ساخت به خاطر گرد بودن جای شلنگ و باز شدن مداومش لونه ش می افتاد و تخم هاش می شکست. بعد از سه چهار بار رفت جای دیگه لونه ساخت. حتی اون قُمری هم از اشتباهاتش درس گرفت. ولی مسئولین مذاکره کننده نه.
