رفته بودی گیم نت و دیگه شب دیروقت بود داشتی واسه خودت قدم میزدی برگردی خونه که اون دست خیابون میبینی یه اقاعه داره خیلی مشکوک یه لیدی رو دنبال میکنه توهم نگران لیدی میشی میری دنبالشون تا کمکش کنی و چون مرده خطرناک بنظر میرسید ترجیج دادی تو سکوت بری دنبالشون خلاصه تا یه کوچه خلوت دنبالشون کردی و