دنبال یه بهونه برای گفتن یه خاطره سمی از مدرسم بودمطرف مبصر بود اسم منو نوشت آخر دفترشرفتم زنگ تفریح دفترشو ورداشتم گذاشتم زیر کاپشن رفتم تو آبخوری اون برگهه رو کندم انداختم رفت بعد دوباره گذاشتم سرجاشخیلی مهم نبود ولی خیلی بهم حال داد
من تو مدرسه هم مثل اینجا بشدت بی حاشیه و دعوا بودم هرچی میشد تهش یه ببخشید و غدرخواهی می کردم تموم می شد میرفت
20:55 - 3 August 2026