نفرین برجادو لعنت بر جادوگر چه سحری بود که فاصله انداخت میان ذهن منُ قلب تو ،ماهک من عشق پدر در امتداد جاده های بی سرانجام پس از شبهای بی سحری که به صبح میرسه و روز از پس شب بی امان در حال دویدن هسش قلبی در عذاب حسرت گذشته هرروز هزار بار میسوز ،میمیره وزنده میشه و بازهم ...
04:26 - 4 August 2026