تب کرده ام پیراهنم ویروس داردگلبته هایش داغ نامحسوس داردمن دیده ام در تب می افتد ماه در حوضساعت هم آنجا گردش معکوس داردباور کنید آقا اجازه! دست من نیستاین عشق تنها با جنون تکمیل می شداز برف شبهای زمستانی بپرسیدوقتی می آمد مدرسه تعطیل می شد
سر زد شبیه آفتاب از پشت دیوارمهتاب را در آسمانت خط خطی کردتا من به چشمت ماه پیشانی بیایمقلب تو را مانند بمب ساعتی کرداز روستاهای خیالی می گذشتیمآنجا زنی با خاطراتش شال می بافتبا بافه ای از جنس رویاهای رنگینهر شب برای یک مسافر فال می بافتتب کرده ام، هذیان برایت می نویسم
مغزم پر است از فکرهای اشتباهی!بگذار حالت را بپرسم گرچه دیر استعالیجناب شعرهایم! روبراهی؟((مژگان عباسلو))
02:22 - 29 July 2026