"عبرت "حکایت قدیمی است که جوانی کم عقل ، زیبارویی را می بیند و در پی آن زن ، راهی حمام زنانه می شود. او حساب و کتاب کتک ها و بی آبرویی ها و شلاق ها را کرده بود.
زنان که آن نخراشیده را می بینند کتک ها و فحش ها نثارش می کنند و دمار از روزگارش در می آورند، اما آن بیخرد اظهار پشیمانی نمی کرد. مردان که باخبر می شوند جوان احمق را از حمام بیرون می آورند و آنها هم کتک مفصلی به آن بیچاره ی پررو می زنند اما باز هم
با پررویی و خونسردی از کارش خشنودی میکند تا آن که اورا پیش قاضی می برند و قاضی تازیانه اش می زند، ولی باز هم از رو نمی رود. مردم که از وقاحت او کفری شده بودند تصمیم می گیرند او را به دار آویزند تا عبرتی شود برای دیگران ! جوانک وقیح شوکه و عصبانی می شود و شروع می کند به فریاد که
"قرار نبود این اتفاق بیفتد!" حکایت ترامپ قمارباز ، حکایت این جوان ابله و کوته فکری است که غلط های زیادی کرده است گرچه پیشبینی هایی از پاسخ نظامی ایران داشت اما هرگز گمان نمی کرد این جور در گِل گیر کند، شاهرگ حیاتی تنگه هرمز این طور به اقتصاد جهان تاثیر بگذارد، قدرت نظامی ایران ضربات کوبنده به
پایگاه های منحوسش و اسرائیل کودک کش وارد کند و از همه مهمتر قیام مردمی که بعد از چهل و هفت سال بار دیگر روح تازه بر انقلاب اسلامی ایران بدمند البته که ترامپ چیزهای زیادی بیش از این خواهد دید که حسابش را نکرده است تا عبرتی شود برای دیگران. تا دیگر کسی جرات نکند گردن کلفتی کند برای ایران و ایرانی!
23:13 - 5 May 2026
political
social
cultural



1 Reply