بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ#چله_نشیناز رمضان تا محرمصبر سرخسروده ای از فتحعلی علوی سوقبه نام آن که خون را رنگ انتظار دادشکیبایی به خاک تشنه، اعتبار دادرمضانی که در خود محرمی داشتشهیدی کز دو سو، یک پرچم افراشتتن او ماند، اما روح در گشتمیان چلهها نوری دگر کاشت چندچله روز و شب بر آستانشملائک صف زدند اندر میانشچه رازی بود در این صبر طولانیکه مشهد ماند حیران، آسمان، حیرانز ده رمضان تا بیست و دوم محرمشهیدی در میان دو تکلمیکی اقرأ بخواند، یک دگر هیهاتمیان این دو، او بگشود مشکاتچند چله گشت مهمان امام نورکه تا آموزدمان صبری پر از شور
سحرخیزان خون، دیرآشنایندکه از خورشید هم در سایه سایندزمین، امشب حرمی از نور بستهستشهیدی از ازل در آن نشستهستنهان در پردههای قدس و راز استشهیدی کز دو عالم در نماز استچه تشییعی نه تشییع تن خاککه تشییع تمام روح افلاکخود تاریخ بر دوشش نشستهستملائک گرد او صفها شکستهست
مشهد، داری و مهمان غریبیغریب اما ز خود خورشید، قریبیبمان تا کربلا از نو بگویدبمان تا نیزهها نی را ببویدبمان تا در میان چلهها، نورشود تاریخ را، یکباره، پرشورچند چله درس داد این پیکر پاککه تن هم میتواند بود افلاک
الا ای چلهنشین رستگاریقیام تو، قیام بیقراریتو ثابت کردهای با این تأخیرکه برخی مرگها هستند تغییرنه تعجیل شهادت، نه تأخیرکه عین لا و إلا ی زنجیرتو با این صبر، تاریخ جهان راشکستی از ازل، تا بیکران را
چند چله، میهمان ضامن پاککه او سلطان و تو روح افلاکو اکنون محرم از راه رسید استتن تو هدیه ی این ماه جدید است#رمضان تو را افطار خورشید#محرم را به خون هشیار کردیدمبارک باد بر تو این دو ماههدو بال سرخ این پرواز کوتاهسلام ای شهید هر دو مهتابرمضانت قبول، محرمت ناب سلام ای پل میان چلهها، نورسلام ای ایستاده، ای ابدشوربتاب ای ماه بیست و دو، بلندنورکه مشهد بیتو میسوزد ز این شوربتاب ای آفتاب بیغروبتکه تاریخ ایستاده در رکوبت
بتاب و محشری دیگر برافرازاز این تشییع، طوفانی برافرازسلام ای چلهنشین رستگاریسلام ای صبر سرخ بیقراریسلام ای آن که در مشهد، کنارامام نور، داری اعتباریسلام ای هدیه ی رمضان به محرمسلام ای آشنا،پیش از محرمسلام ای آن که در بیست و دوم محرمشوی تشییع، در دست دمادم... ادامه دارد
01:21 - 2 July 2026