بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِافق دانایی،فرازگاه خردستان روایتی از تکینهگاه نادانی تا تابش هاوکینگ تاریختکینهگاه من برگزیده: صورت بندی توپولوژیک قیممآبی در خمینهٔ پسا تغییربا تأملی بر تراژدی میر حسین موسوی برای هم مسیری در این نوشتار به نوشتار،افق رویداد دوگانه: چگونه بیبیسی علیه عقل
ملی (مصدق) تیغ کشید و برای جهل مقدس (موسوی) منبر گذاشت حقیر نیز مراجعه شود.در خلأ معرفتی پس از رمبش نهادی،( به رساله ی حقیر : جمهوری دیگر بعد از سلطنت ،با مداد سیاه کم رنگ مراجعه فرمایید)ندانستن نه یک فقدان، که یک ناوردای توپولوژیک از گفتمان قدرت میشود.
این رساله، ظهور فردی مدعی مرسل فارغ از تخصص را نه بهمثابهٔ یک خطای تاریخی، که همچون یک گذار فاز ترمودینامیکی درسیستم ارزشهای اجتماعی واکاوی میکند. گذاری که در آن، نامس جهل طی یک واکنش هستهای ایدئولوژیک ریا به زر غرور تبدیل میشود،و آدرس بلد نبودن به مثابهٔ افق رویداد کرامت، تمام پرتوهای نقد را
در خود می بلعد.موردمطالعه،فردی به نام میرحسین موسوی در ایران است: که در ۱۳۶۰ حتی جغرافیای خیابان وزارتخانهاش را نمیدانست،اما اندکی بعد،بر مسند نخستوزیری،داده را کافر خواندو خودمکتبی را جایگزین عدل محاسبه کرد.این متن تشریح پدیدهای است به نام تکینهگاه قیممآبی : نقطهای که در آن، چگالی غرور
به بی نهایت میرسد.ژئودزیکهای پاسخگویی فرو میریزند،و خطی،نا راست خود را طبیب روح ملتی میپندارد که در کالبدشناسیاش نیز مانده است.موضوع، فراتر ازآن خود خداخوانده است؛ این کالبدشکافی آن دردی است که جهان سومی شیفتهٔ نجات را از درون میپوساند.( به مقاله ی: ما دیر رسیدم حقیر مراجعه شود )الف) نخستین
گذار فاز: انتصابی به مثابهٔ یک بیانیهٔ ترمودینامیکیدر ۱۳۶۰فردیبه وزارت خارجه گماشته شد که حتی با مختصات فضایی (آدرس)خیابان آن بیگانه بود.چه برسدبه داستان شهر ملکه و مثلث خون ونفت.این هیچ ندانستن، یک طنز گذرا نبود.طلیعهٔ یک گذار فازدرجهٔ یک در سیستم ارزشهای اجتماعی بود.عصری که خلوص ریای انقلابی....
در این گذار،انرژی آزادگیلس شایستگی صالحی به صفر سقوط کرد وسیستم به یک حالت پایهٔ جدید رسید:حالتی که در آن،ندانستن یک نقص نبود یک کوانتوم برگزیدگی بود. همانکه در نمازریای سیاست،از وضو گرفتن با آب دانش معاف بود.اندکی بعد،بر مسندنخستوزیری تکیه زد،بیاعتنا به مکانیسمهای قانون وحتی ارادهٔ عرف سیاسی
این انتصاب در ادامهی یک منطق ... بود:منطق تعویض پیمانهای معیار،کهدر آن،میدان صلاحیت با میدان خودایدئولوژی پنداری جایگزین میشود.دوم) مهندسی وارونه:کیمیاگری جهل به مثابه فضیلتدر جهان طبیعی وپاک شیعی.نادانی مایهٔ شرم است. اما در شتابدهنده سیاست ریا برگزیدگی، مس جهل طی یک واکنش...ادامه دارد
15:36 - 12 June 2026