سپر دفاعی چهار کلمه ای راز نشکستنعبور از طوفان، کار همه نیسـت. دشـوارتر اما این اسـت که خسته و زخمی در کوران تندبادها فریاد بزنی: »چیزی به جز زیبایی ندیدم.« راسـتی راز آن زن چه بود که بر بلندای قتلگاه، تماشـای پیکر خونین برادر را تاب آورد؟ که کودکان بی پناه را یکی یکی سوار شترهای بدون جهاز کرد؟
