مي‏خواستم عزيز تو باشم خدا نخواستهمراه و همگريز تو باشم خدا نخواستمي‏خواستم كه ماهي غمگين بركه ايدر دست‏هاي ليز تو باشم خدا نخواستگفتـم در اين زمانه ی كج ‏فهمِ كند ذهنمجنون چشم تيز تو باشم خدا نخواستمي‏خواستم كه مجلس ختمي براي اينپائيز برگــريز تو باشـم خدا نخواستآه اي پري هر چه غزل گريــــه! خواستمبيــت ترانه‏ اي ز تو باشم خدا نخواستمظلوم ساكتم! به خدا دوست داشتميارِ ستمْ ستيز تو باشم خدا نخواستنفرين به من كه پوچي دستم بزرگ بودمي خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست
21:15 - 26 July 2026



1 Reply