عشق در کار دل سرگشتهٔ ما عاجزستبحر نتواند گشودن عقدهٔ گرداب را
Pinned post
@Amiitto6dای خواجه زوال کر و فر نزدیک است افسردن شعله اثر نزدیک استچون شمع فروغت چقدر خواهد ماند؟ای کرمک شبتاب سحر نزدیک است
@Amiitto4 August 2026آن را که نفس ، صبح قیامت باشد مهلت ، ستم تیغ ندامت باشد منظور طبیعت تو گر نفرین نیست با شمع مگو "سرت سلامت" باشد
@Amiitto30 July 2026از دم تیغ است پشت تیغ بی آزارترهر که می گرداند از ما روی ، ممنونیم ما
@Amiitto25 July 2026جدیدا همه اینجورین که "من درک نمیکنم چرا ادم ها فلان کار رو انجام میدن"در حال حاضر اینجوریم که من حتی خودم هم درک نمیکنم چرا واسه ادم ها یا اینجا شعر میفرستم
@Amiitto25 July 2026حلقه بر در کوفتن ما را ندارد حاصلیما در منزل به روی خود ز بیرون بسته ایم
@Amiitto12 July 2026اشک خون ریز شب ای دل چو به غم بس ناییشه چو عاجز شود از خصم شبیخون آرد
@Amiitto12 July 2026بعد از ۱۷ سال عمری که خداوند بهم داد واسه اولین بار قهوه خوردم و واقعا این چه زهر ماریه میخوریدنمیتپد دل خونگشته در غبار هوسسراغ قهوه به جام شراب دشوار است
@Amiitto11 July 2026در تماشای تو حیرانم ندانم چون کنمزلف و رخ یا خال و خط یا چشم و ابرو بنگرم
@Amiitto10 July 2026بوسه اگر همی دهی، بر لب خود حواله کنرشوت تست جان من از پی این حواله راتو ز پیاله می خوری من همه خون که دمبدمحق لبم همی دهی از لب خود پیاله را"امیرخسرو کافور زیاد بخور لطفا"
@Amiitto8 July 2026به رغم مدعیان همچو شمع اگر سوزیمیان آتش سوزنده در تبسم باششبیه این شف اینستاگرامی "عجیب کاریه"
@Amiitto3 July 2026تُرک سَن،سَن گوی توسن،خوی سوسن،بوی منگر نگه کردی به سوی من ، نبودی سوی منمن بخایم پشت دست از غم که او از روی شرمپشت پای خویش بیند تا نبیند روی منرنگ و بوی عجیبی داره
@Amiitto19 June 2026جنونها خنده ریزد بر سر و برگ شعور مااگر دل پرده بردارد که هشیار اینچنین بایدشعر عجیبیه خیلی شعر عجیبیه